دیدم رستگار گفته تا آخر هفته نمی تواند پاسخ دهد . به نظرم رسید شاید حرفهایی که برات دارم بتواند به دردت بخوره که اگر تا پیش از پاسخ رستگار با همسرت ملاقاتی داشتی بتوانی استفاده کنی .
عزیز جان ، اگر با همسرت ملاقات داشتی ، بی ریا و صادقانه بهش بگو دوست داری با هم زندگی کنید ، دوست نداری زندگیتون از هم بپاشه ، بگو دوستش داری و می دانی هردو اشتباهات و نابلدیهایی داشته اید و شما به سهم خودت داری روی خودت کار می کنی و حتی مشاوره می گیری ..... بگو با همه این حرفها اصلاً دوست ندارم خودم را بهت تحمیل کنم ، دوست ندارم علیرغم میلت بخواهی با هم زندگی کنیم ، دوست ندارم وقتی علاقه ای به من نداری بخواهی با من زندگی کنی و خودت را اذیت کنی ....
برای همین اگر دیدی مسیر طلاق و اقدامات قانونی پیش آمده را ادامه میدم فقط برای این هست که از روند تو اینجوری برداشت کرده ام که مرا دوست نداری و مایل نیستی با هم زندگی کنیم و من هم نمیخواهم خودم را به تو تحمیل کنم و برایت از خدا میخواهم که بعد از من زندگی خوبی داشته باشی و با کسی که باب میلت هست بتوانی ازدواج کنی ...
شاید گفتن اینها برایت سخت باشه اما باید دل یکدله کنی و تظاهر هم نکنی و واقعاً همین حرف دلت هم باشه . حق هم همینه که اگر تو شوهرت را واقعاً دوست داری و او تو را نخواهد و تلاشهایت برای اصلاح وضعیت بی اثر باشد و حتی تغییراتت هم امیدوارش نکرد به ادامه زندگی ، نخواهی که خودت را به او تحمیل کنی اما با نفرت هم از او جدا نشوی ....
مطمئنم اگر همسرت کمی هم مایل به ادامه زندگی شده باشد این حرفها روی او اثر خواهد داشت و تلاشی خواهد نمود ...
دقت داشته باش اگر پرسید چه روندی اینجوری نشون داده که من نمیخواهم زندگیمون ادامه پیدا کنه ؟، اولاً یعنی تمایلش به ادامه زندگی هست و دوماً اینکه بهتر این هست که جواب دهی که اون تلاشی که بطور طبیعی از تو به عنوان مرد برمیاد تا دوباره به زندگی برگردیم را نشان نمی دهی و این به من این پیام را میرسانه ....
ممکنه مسائل دادگاهی را مطرح کنه و بگه وقتی تو داری این مسیر رو میری چه انتظاری داری از من یا اینکه بگه دست از ادامه اقدامات بردار تا من اقدام کنم ..... بگووقتی ماصادقانه به زندگی برگردیم خود به خود این اقدامات قطع میشه و ادامه پیدا نمیکنه .... بگو آیا ممکنه من و تو با هم زیر یک سقف با عشق و علاقه و تصمیم به اصلاح اشتباهاتمان در حال زندگی باشیم و من در همین حال برم سراغ دادگاه و ... ادامه اقدامات قانونی ؟؟!!!! آیا اگر تو جای من بودی در حالی که با شوهرت صادقانه و باعلاقه به زندگی برگشتید و دارید سعی می کنید درست و با علاقه با هم زندگی کنید .... در حین زندگی اینچنینی میری سراغ اقدامات مربوط به مهریه و نفقه و ..... ؟؟؟؟؟؟
اینجوری در جواب سئوالش توپ را در زمین خود او خواهی انداخت و دست خودت را باز خواهی گذاشت که اگر خدای نکرده بخواهد کلک بزند راه بسته باشد و یا اگر وعده دهد که دست از اقدام بردار تا دوباره با هم زندگی کنیم و شما فریب بخوری ، این وضعیت پیش نیاید ...... در هرصورت این هم ،برای پیشگیری متضرر نشدن شما و پایمال شدن حقتون در احتمال بد بینانه از هدف همسرتان هست ... و هم ، با این سخنت در واقع داری هدف گذاری هم می کنی که اگر مایل به ادامه زندگی باشد شما اعلام کرده ای که باید سعی هردویتان اصلاح باشد و رفع اشتباهاتتان و علاق مندی و ..... یعنی می فهمانی که برگشتتون به زندگی در واقع یک شروع هست و با معنای پایان مشکلات نیست ، بلکه شروع مدیریت اشتباهات و ضعفها هست .
دقت داشته باش نوع کلمات و جملاتی که گفتم برای جواب سئوال او ، حساب شده است شما همین را با بیان مخصوص خودت بیان کن .









علاقه مندی ها (Bookmarks)