نقل قول نوشته اصلی توسط samanis نمایش پست ها
من نمیتونم بگم درکت میکنم اما سالها پیش همچین مساله ای برای منم پیش آمد و میتونم حس کنم چقدر سخته. در مرحله اول باید بدونی که ازدواج فوتبال نیست که در زمان مشخص به نتیجه برسه ، دختر خانم و خانواده اش حس کردند اون اقا مورد مناسب تری برای اونهاست و اونو انتخاب کردند. اینها همه بهانه است که زمانت گذشت و نمیشه و نمیتونیم ، همون زمانی که به تو زمان داده بودند در حال نهایی کردن قرارشون با اون آقا بودند. بعید نیست در شش سال ارتباط شما هم مواردی به اونها پیشنهاد شده که چون شما مناسب تر بودی جواب رد داده بودند.
آدمی که از شش سال رابطه میگذره به هر دلیلی حس کرده که نمیتونه در این رابطه خوشبخت بشه و تصمیم خودشو گرفته و تموم شده. از امروز تا شش ماه آینده کلا فراموش کن تو مردی و نیاز داری با کسی صحبت کنی یا... به هیچ عنوان در این شش ماه نه به خواستگاری برو نه به کسی فکر کن. شش ماه زمان میخوای که خودت رو بسازی و روحیه ات رو بازسازی کنی. هرگز و هزگز به هیچ تماسی از طرف اون خانوم جواب نده و اجازه نده کسی از خانواده درباره اون باهات صحبت کنه. تو اصلا نباید حس باختن داشته باشی ، هیچ کس برای ما در جهان یگانه نیست ، صدها هزار دختر وجود دارند که تو میتونی برای همه عمر با اونها خوشبخت زندگی کنی ، فقط کافیه برای همیشه این دختر خانومو فراموش کنی و شش ماه به خودت زمان بدی.
اخه بحث خوبو بد بودن نبود بحث اینه که به هم خیلی وابسته بودیم خیلی همو دوس داشتیم تا سه روز قبل قربون صدقه ی هم میرفتیم و چقد نقشه کشیده بویم واسه ایندمون توو سه روز چه تفقی افتاد که دنیاش زیرو روو شد؟؟؟
اینی که میگین همون زمانی که به تو زمان داده بودند در حال نهایی کردن قرارشون با اون آقا بودند بهاتون موافقم ولی این همه دوس داشتنو خاطره باهم بودن اونم شیش سال یهو کجا رفت واسه اون؟؟