منم با نظرات خانم دختر مهربون موافقم
روی اینکه بخوای جلسه اول تکلیف خودتو تا حد زیادی مشخص کنی تکیه نکن
از مهمترین سوالات و معیارهات شروع کن به سوال پرسیدن و تو وقتی که داری هرچندتاشو تونستی بپرس
حتما بخواه ایشون هم سوالاتشون رو بپرسن من خودم میگفتم یکی من یکی توالبته خب بعضی وقتا سوالاتم پیوستگی خاصی داشت و پشت سرهم می پرسیدم ولی بعدش می گفتم حالا شما بپرس تا جلسه یکطرفه نباشه
فایده این روش فهمیدن علاقه طرف به ادامه جلسه هست یعنی بعضی وقتا تو حین جلسه می فهمیدم جلسه بعدی در کار نخواهد بود پس منم کشش نمی دادم و تمام
سوالاتی که خواستگارتون می پرسن هم به شناخت شما کمک میکنه چون تا حدی همه از دغدغه های ذهنیشون تو جلسه اول می پرسن و هم نحوه سوال پرسیدن به پی بردن به رشد عقلی و فهمشون کمک میکنه
تا اونجا که یادمه شما مشکل الانتون به تجربه اخرتون بر میگرده که بعد ده جلسه جواب رد دادید ولی اشتباه نکنید
شما اون دفعه تو جلسات اول فهمیده بودید که کار درست و حسابی ندارن ولی جواب رد رو ندادید تا جلسه دهم
شما باید تا هروقت که به جواب مثبت یا منفی نرسیدید ادامه بدید ولی اگه به منفی رسیدید دیگه جواب رو قاطعانه بدید و جلسات رو کش ندید و بذارید بنده خدا بره سراغ کیس بعدی
یه توصیه برادرانه اینکه سوالاتی از قبیل اگه اختلاف بین من و خانواده پیش امد چیکار میکنید رو جلسه اول به هیچ وجه نپرسید حتی اگه وقت اضافه اوردید پسر میترسه خب نکنه این از الان میخواد من بین خانم و خانواده طرف ایشون رو بگیرم و از الان داره به این چیزا فکر میکنه
از لحاظ عاطفی اگه اینقدر برات مهمه که نمیتونی با شوهر کم عاطفه ادامه زندگی بدی خب بپرس ولی در مورد خودت بگو منطقی هستی و در عین حال عاطفی تا طرف نترسه از زودرنج بودن و بی منطق بودن
اتفاقا خانم منم گفت خیلی احساساتیم و شما چطور و منم گفتم بی احساس نیستم ولی حدش رو نمی تونم تو بیان بگم
جالبه دیروز به من گفت اصلا با روز اولت نمیشه حال امروزت رو تصور کرد . اگه طرف مذهبی باشه نمیتونه خب احساسی بودنشو تو جلسه اول بروز بده
بزار یه چند جلسه بگذره اونوقت یکم مهرت به دلش نشست و خیالشم تا حدی از معیارهاش راحت شد بپرس جواب دادنش راحتتره درضمن میتونی از روابطی که مثلا با خواهر یا مادرش داره عاطفی بودنش رو بفهمی بیشتر از این چیزا بپرس اینطوری خیالش راحتتر میشه شما نمی خوای با خوانوادش بعدا درگیر بشی
در مورد نوشتن سوال هم از نظر من کار بدی نیست و اگه یادتون میره خب بنویسید
اولین باری که رفتم خواستگاری سوالات رو سعی کردم حفظ کنم(یاد شعر حفظ کردن تو دوران مدرسه افتادم) ولی بعد جلسه دیدم یسری از مهمترین هاشو یادم رفته بپرسم
جلسه دوم گفتم مینویسم و وسط های جلسه یه نگاه میکنم ببینم چیزی یادم نرفته باشه جالب بود دختر خانم هم مثل من جلسه دوم سوالاتشون رو نوشته بود و به یک تفاهم جدید رسیدیمحالا بماند که بعدا به تفاهم نرسیدیم
ولی برای موردهای بعد دوباره سوالتم رو ننوشتم هم بخاطر اینکه سوال های هم مهمم رو دیگه حفظ شده بودم هم اینکه اگه یه جلسه یادم میرفت تو جلسه بعدی اول جلسه می پرسیدم حالا یکی دو سوال هم جاش عوض می شد اشکالی نداشت
تازه من یه تکنیک هم داشتم اینکه بعضی وقتا سوال طرف رو از خودش می پرسیدم(البته جواب میدادم بعد خودم همون سوال رو می پرسیدم) حالا اون سوال ممکن بود سوال خودمم بوده باشه و اون زودتر پرسیده و یا اینکه دیدم عجب سوال خوبی بزار منم بپرسم
یعنی یجور سوالتم با توجه به سوال های طرف شناور بود و همیشه یکجور نمی پرسیدم
سوال جمع بندی رو اخر جلسه نپرس یا اگه میخوای بپرسی اول جلسه بعد بپرس . اخه بنده خدا باید یه فرصت فکر داشته باشه تا جمع بندی داشته باشه یا نه
البته اول جلسه بعد هم بنظرم نیازی نیست چون وقتی ادامه نده خب جمع بندی معلومه دیگه. اگه ادامه بده یعنی هنوز به جمع بندی کامل نرسیده ولی منفی هم نشده







البته خب بعضی وقتا سوالاتم پیوستگی خاصی داشت و پشت سرهم می پرسیدم ولی بعدش می گفتم حالا شما بپرس تا جلسه یکطرفه نباشه


علاقه مندی ها (Bookmarks)