RE: درد دل يه دختر
من از این حرفها واقعا تعجب می کنم. نمی تونم توجیهات شما رو بپذیرم چون خودم هم با همچین موردی مواجه شدم. قبل از ازدواجم با یه آقایی آشنا شده بودم خیلی هم بهم ابراز علاقه می کرد من هم خیلی بهش وابسته شده بودم، حتی یه لحظه نمی تونستم نبودنش رو تصور کنم، بهم گفته بود که یه بار ازدواج کرده و جدا شده، منم توی این قضیه مشکلی نمی دیدم و حدود 2 سال باهاش در ارتباط بودم، البته نذاشتم کار به جاهای باریک بکشه یعنی اصلا دوست نداشتم قبل از ازدواج با کسی رابطه جنسی داشته باشم، وقتی که دید من حسابی بهش وابسته شدم و به دوست داشتنم اطمینان پیدا کرد بهم گفت که هنوز زنش رو طلاق نداده و می خواد طلاق بده تا با من ازدواج کنه!!!!!!!!!!!!!! اونروز بدجور سرم سووووووووت کشید، هیچ وقت یادم نمیره. ازش متنفر شده بودم، اصلا نمی تونستم و نمی تونم مردهایی رو که به زنشون خیانت می کنن رو تحمل کنم. وقتی که متوجه حالم شد گفت دروغ گفتم می خواستم امتحانت کنم، وضع مالیش خیلی خوب بود، شروع کرد وعده دادن که من زندگیمو به نامت می کنم و بهترین امکانات رو در اختیارت می ذارم، ... از طریق یکی از دوستاش تحقیق کردم دیدم بله آقا زن داره با یه بچه، درسته که خیلی دوستش داشتم، درسته که همه می دونستن من و اون با هم دوستیم، درسته که همه روز و همه شب بهش فکر کرده بودم، همه جا اونو با خودم می دیدم، شده بود همه زندگیم، اما به هیچ وجه قانع نشدم که باعث از هم پاشیده شدن یه زندگی دیگه بشم. خیلی سخت بود برام اما کنار کشیدم، خیلی دنبالم اومد، خیلی دلم براش تنگ می شد اما وجدانم اجازه نمی داد که فقط به خودم و علاقه خودم فکر کنم، به اون اصلا حق نمی دادم چون کسی که به زن اولش خیانت کنه هیچ تضمینی نیست که بخواد به زن دومش خیانت نکنه. دلم برای زن و بچه اش می سوخت..
خیلی سخت گذشت بهم، وقتی دید به هیچ وجه حاضر به ادامه نیستم، شروع کرد پشت سرم حرف درست کردن، حتی پیش همسرم هم رفته بود و کلی اراجیف گفته بود. البته من قبلا همه چیز رو در مورد اون آقا به همسرم گفته بودم. خوشبختانه با تمام تلاشی که کرد نتونست زندگیمو به هم بزنه، همون کسی که می گفت برام می میره و نمی تونه ناراحتیمو تحمل کنه، همون کسی که یه بار نتونسته بودم جواب تلفنشو بدم کلی ناراحت شده بود و خودشو بهم رسونده بود، همون کسی که به اسمم قسم نمی خورد و می گفت برام مقدسه. همونی که ادعای پشت و پناه بودن می کرد، همون اگه بدونید چی پشت سرم گفته بود....
به هر حال این کارش کمکم کرد که به کلی فراموشش کنم و همیشه خدا رو شکر می کنم که زن داشت، چون اگه زن نداشت قطعا باهاش ازدواج می کردم و ...
به هر حال من فکر نمی کنم اینکه شما به کسی علاقه دارید می تونه دلیل موجهی باشه برای اینکه هم زندگی خودتون رو خراب کنید و هم زندگی یه زن دیگه رو. این کار رو نکن. نذار کسی باشی که باعث جدایی روح دو نفر دیگه میشه. میدونم سخته اما لذت این فداکاری تا همیشه باهات می مونه و با افتخار از خودت یاد خواهی کرد.
همین که فرصتی شد یاد من باش ...
علاقه مندی ها (Bookmarks)