گيسو جان اون موقع كه ازدواج كردم قرار بود بيام خارج از كشور و نمى دونستم مى مونم يا نه ، زياد بحث جهيزيه نشد منم خجالت مى كشيدم حرف پولش رو بزنم . يه بار مامانم گفتن كه وقتى برگشتين و رفتين خونتون برات ميگيريم(همسرم ايران خونه خريده بود). همسرمم گفته بود كه من توقع ندارم و نظرش اين بود كه درست نيست خانواده ها اينقدر تو خرج بيافتند. يه بار پدرم ازم پرسيدن كى نوبت دارين كه دلار دولتى بگيرين؟ مى خواستن پولشو بدن. گفتم شهريور ولى ديگه هيچ صحبتى نشد!
من الان به اين پول نياز دارم نه چند ساله ديگه تا اون موقع كه ديگه خودمون وضعمون روبراه ميشه. ولى روم نميشه بگم و همسرمم اگه بفهمه من حرفى زدم ناراحت ميشه. (البته زمانى كه مى خواستم بيام پدرم 5000$ بهم دادن و گفتن اين فقط يه هديه هست)
چند بار به پدرم گفتم مى خوايم همين جا بمونيم ولى باز حرفى از اون موضوع نزدن.
٣ ساله ازدواج كردم
بچه اولم ( خواهر و برادر متاهل ندارم )
تو خانواده ما معمولا اين جوريه كه چند تا چيز پسر داره و بقيه رو دختر داره و بودن كسايى كه كل جهيزيه رو خانواده دختر دادن.









علاقه مندی ها (Bookmarks)