شما می تونید بیرون برید؛غذا بخورید و از احساساتتان تا حدی و علایقتان حرف بزنید.من منظورم این بود که عواطف هم دیگر را درگیر نکنید(مثلا عاشقانه حرف نزنید!).ارتباط جسمی هیچ کمکی به شناخت منطقی نمیکنه.و همین طور احساساتی حرف زدن.
من مشاوره ازدواج را تجربه کردم.می دانم شما سوالاتتان را پرسیدین.اما گاهی زیر نظر مشاور متوجه بعضی نکات می شوید.یا حتی برای زندگی مشترک راهنمایی می گیرید.
اگر تمام مسائل بینتون حل شده هست و اینکه شباهت احساسی و شخصیتی بین خودتون می بینید؛به نظرم جای تردید نیست.(دیگه بیشتر از این می خواهید چه چیز را متوجه بشید؟)می تونید حرف بزرگتر ها (تنها پدر و مادر ها)را پیش بکشید و قرار عقد را بذارید.تنها یک هفته قبل از عقد هم همه را خبر می کنید.
جایی مطالعه کردم که بیش از حد طولانی بودن دوران آشنایی عوارض دارد:
مثلا چون طرفین فکر می کنند همدیگرو خیلی خوب شناختن وقتی با هم ازدواج می کنند(طبیعی است که آدم جلوی خواستگار بهترین حالت خودش را نشون می ده)با اولین تفاوتی که در طرف مقابل می بینند فکر می کنند که نکنه من گول خوردم.یا چرا این تغییر کرد.خرش از پل گذشت و...
چون طرفین یه ذهنیت از پیش تعیین شده ای از هم داشتن.
چیزهای دیگری هم نوشته بود که الان یادم نیست.








علاقه مندی ها (Bookmarks)