به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 17

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 آبان 94 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-7-08
    نوشته ها
    74
    امتیاز
    1,908
    سطح
    26
    Points: 1,908, Level: 26
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 92
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    32

    تشکرشده 61 در 45 پست

    Rep Power
    0
    Array
    البته حق داری ولی متی جان به هر حال از دسته داداششم کار چندانی بر نمیا،چون شاید ناچاره که به حرف زنش گوش بذه،اگه نده شاید زنش اذیتش کنه،باید بی خیالشون شد و تمرکوزو از روشون برداشت

  2. #2
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 دی 99 [ 19:06]
    تاریخ عضویت
    1392-7-02
    نوشته ها
    216
    امتیاز
    8,297
    سطح
    61
    Points: 8,297, Level: 61
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 153
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 201 در 111 پست

    Rep Power
    36
    Array

    Icon100

    سلام تی تی ومتی عزیز واقعا یک دنیا به خاطر راهنمایی تون ممنونم، خیلی ،همیشه جواب هاتون رو پیش خودم مرور میکنم و نهایت سعی ام رو می کنم تا به حرف هاتون عمل کنم با اینکه خیلی سخته،
    دوست دارم همه حق ها رو بدن به من و ازش متنفر باشن که البته همینطور هم هست چون کسی نیست که با ایشون دعواشون نشده باشه.با اون یکی زنداداش ام هم دعوای بزرگی کردن و الان چند سالیه قهرن.
    البته داداشام با هم خوبن اما زنداداشام با هم قهرن.
    با همه مشکل داره. با خواهرم دعواشون شد و با اونها هم چند سالی قهر بودن ( البته موفق شد خواهرمو از چشم داداشم بندازه) و چند وقتیه که آشتی کردن.
    با منم که دعواش شد اول قهر بودم بعدا خودش پیش داداشم باهام حرف زد( برای خود شیرینی) منم آشتی کردم.چون نمی خواستم منم از چشم داداشم بندازه.اونقدر دلمو شکونده بود که کلی گریه کردم اما باز پیش داداشم مجبور شدم البته با مهربونی تمام باهاش برخورد کردم.فقط به خدا توکل کردم و امیدوارم زمانی هم موقعیت ازدواجم فراهم شد خدا خودش کمکم کنه تا زنداداشم ازدواجم رو به هم نزنه.
    تو ازدواج خواهرام خیلی اختلال و دعوا درست کرد اما امیدوارم تو ازدواج من اصلاح بشه( که بعید میدونم)
    و اینم بگم داداشم ازش می ترسه آخه تو خونه، خون به پا میکنه. بلند گریه میکنه و خودشو میزنه به مریضی و بیهوشی اینا و با داداشم قهر میکنه و بچه هاشو علیه مون یاد میده و ...
    یک دنیا تشکر به خاطر راهنماییتون واقعا تشکر. از صمیمی قلبم دوستتون دارم


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تصمیم به طلاق گرفتم درسته تصمیمم؟
    توسط amir59 در انجمن متارکه و طلاق
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 مهر 95, 22:38
  2. تصمیمم نهایی من ... 6 سال تا تصمیم گرفتن طول کشید
    توسط she در انجمن متارکه و طلاق
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: یکشنبه 10 مرداد 95, 18:31
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 شهریور 93, 18:36
  4. موندم چه تصمیمی بگیرم؟ کمک کنید...............
    توسط yase sefid در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: چهارشنبه 13 شهریور 92, 10:55
  5. چه تصمیمی بگیرم؟
    توسط arah در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 08 تیر 92, 17:52

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:55 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.