به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 35

Threaded View

  1. #16
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 01 شهریور 93 [ 13:22]
    تاریخ عضویت
    1392-8-22
    نوشته ها
    31
    امتیاز
    675
    سطح
    13
    Points: 675, Level: 13
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    17

    تشکرشده 31 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با سلام و تشکر از همه دوستان عزیزی پاسخ دادند
    بع ترتیب عرض میکنم و منتظر راهنمایی هاتون کماکان هستم

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط جاثیه نمایش پست ها
    عزیزم من هم دخترم ولی منظورت از نیاز عاطفی را نمی فهمم متاسفانه .
    فکر کنم اگر یک ذره درباره خانواده ات هم بنویسی وقتی که کارشناس ها این جا را دیدند بهتر بتوانند کمکت بکنند.
    بنویس که چند نفرید و روابطتان چه طور است و...
    فکر کنم مخصوصا مهم باشد که با پدر و مادرت روابطتان چه طوری بوده و هست .

    فکر می کنم یک وقتی یک جایی خواندم که این حالت ها مثل اعتیادند...


    خواهرم ازدواج کرده و یک برادر
    روابط با پدر و مادرم هم خوب تقریبا.و با احترام.(نمیدونم دیگه چی بگم اگه سوالی هست بفرمایید)

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط mahasty نمایش پست ها
    سلام

    عزیزم گریه کردن چاره این مشکل نیست. هر دردی درمونی داره. البته از روی چند خط نوشته نمیشه تشخیص درستی داد و من هم متخصص نیستم اما با توجه به چیزایی که نوشتی من فکر می کنم مبتلا به نوعی اعتیاد جنسی باشی. اگه این طور باشه می تونید برای درمان اقدام کنین. مشکلی نیست که خیلی نگرانش باشید و حتی نیازی به دارو نداره. با مشاوره حل میشه.

    برخی از علائمش ایناست:

    1-
    خود...ضایی وسواسی و مفرط.
    2-
    استفاده مداوم از تصاویر، مجلات و فیلمهای س...
    3-
    بی توجهی و یـا فدا كردن فعالیتهای مهم اجتماعی، خانوادگی، شغلی و تفریحی بخاطر فعالیت های جنسی
    4-
    تلاش مداوم و بی فایده برای محدود كردن افكار محرك جنسی
    5-
    كاهش معنویت و نقض مداوم سیستم ارزشی فرد
    6-
    شهوت جنسی مفرط و بیش از اندازه به مسایل جنسی اندیشدن.7- ارضاء جنسی تنها با مشاهده افراد.
    8- ادامه دادن به اعتیاد بدون در نظر گرفتن عواقب منفی همچون مشكلات مالی، تهدید سلامتی و از هم گسستگی روابط فرد.
    9- استفاده از س... برای بهبود افسردگی و رفع استرس

    ببین چند تا از این علائم رو داری؟ توی اینترنت هم می تونی سرچ کنی. اگه حدسم درست باشه، باید زودتر به یه مشاور خوب مراجعه کنی و انشالله سلامتیت رو به دست میاری



    تقریبا 7-8تاشو دارم.بعضی هاش قوی تر بعضی هاش کمتر

    مشاور...با اصلش مشکلی ندارم.ولی برای این مورد کمی محتاطانه رفتار میکنم.(میدونی که چی میگم!!؟)

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر مهربون نمایش پست ها
    سلام دوست عزیزم.

    یک مقداری گنگ صحبت کردی. اما با همین سر نخ هایی که دادی دست ما،

    برات بگم که اون نیاز فیزیولوژیک، عیناً مثل نیاز به غذا نیست.
    هیچ کس تا به حال از فشار نیاز جنسی نمرده.
    انقدر به خودت تلقین نکن که داری میمیری!

    میگی فقط کسی میتونه درکت کنه که موقعیتش عین خودت باشه.
    شاید از این جهت نتونیم درکت کنیم. چون اصولا موقعیت انسانها خیلی با هم متفاوته و پیدا کردن 2 تا آدم با شرایط یکسان خیلی سخته.
    اما من هم دخترم و قبلش انسانم و میفهمم چی میگی.

    اما باور کن همه چیز در دست خودت و تحت قدرت ذهن توست.

    بحث ازدواج رو چون خودت گفتی خب میذاریم کنار. اصلا خوبه فارغ از ازدواج بتونی این کنترل رو روی حساسیت های خودت داشته باشی.



    نگاهت، و بعدش فکرهای ناخوبی که پشتش میاد، داره شما رو به کاری که گناه میدونی سوق میده. (حتی اگه در همون حد فکر بمونه در نظرت نباید انجامش بدی و اون رو گناه میدونی)
    اما شما اشتباهی به جای اینکه از نگاهت متنفر بشی، از مردا متنفر شدی.
    عزیزم، نگاهته که باید ازش متنفر باشی. (نگاه به نامحرم)


    تیر زهرآلود شیطان که میگن یعنی همین.
    فلج میکنه.
    اگه اولش بخوای جلوشو بگیری خیلی سخت نیست.
    نذار نشونه گیری تیرش به هدف بخوره. بعدی هاش هم دنبالش نمیان.

    منم هم سن و سال خودت هستم. توی همین جامعه رفت و آمد میکنم.
    باید خودت رو قوی کنی.
    وگرنه رک بهت بگم مشکلت با ازدواج حل نمیشه.

    - - - Updated - - -

    یه سوال دارم ازت یادم رفت بنویسم.

    تا به حال تصویر سازی ذهنی کردی؟


    عزیزم مرتاض های هندی هم یک ماه با یک بادام نمیمیرند...


    علت بد اومدن از بعضی ها نگاهم نیست-میدونم اون مشکل منه-منظورم نظزم بعد از آنالیزشونه.مدلی هستم که از هرکسی هم خوشم نمیاد..

    بله فراوان-یک مشکل اصلی همینه.کلام از دهان طرف مقابلم بیرون نیومده(هر موضوعی)ناخودآگاه در ذهنم تصور میکنم...

    - - - Updated - - -

    [QUOTE=جاثیه;306389]عزیزم یادم آمد چه خوانده بودم. یک مجله پزشکی بود به اسم درد که توی اتاق انتظار یک مطب دندانپزشکی قاطی مجله های خانوادگی گذاشته بودندش برای سرگرمی مراجعین منتظر...
    یک کسی نوشته بود که عادت به این کار مشابه نوعی اعتیاد است و ترک کردنش هم خیلی اراده می خواهد . خیلی خیلی زیاد. اویک پسر جوان بود که نامه نوشته بود به مجله و درباره این که ترک کرده توضیح داده بود. نوشته بود او هم چند بار موقتا ترک کرده و بعد موفق شده کاملا ترک کند. یعنی چند بار تلاش کرده بود ترک کند و موفق نشده بود و تا یک جایی رفته بود ولی بعدش دوباره همین کار را کرده بود ، اما بالاخره توانسته بود بعد از چند بار تلاش ناموفق ترکش کند.

    خوبی اش این است که وقتی ترکش کردی تا آخر عمرت می توانی به خودت افتخار کنی که چه آدم با اراده ای هستی

    درباره آن نیاز عاطفی فکر کردم که بفهمم منظورت چیست. فکر کردم احتمالا تقریبا همان است که mahasty در مورد نه نوشته یعنی به چیزی احتیاج داری که به تو آرامش بدهد و این کار به تو آرامش می دهد و اضطراب و استرست را رفع می کند.درست متوجه شدم؟
    فکر کنم اگر احساس گناه مذهبی ات را کم کنی بهتر باشد . چون احساس گناهکار بودن خودش اعتماد به نفس را کم و اضطراب را زیاد می کند و زمینه می سازد که دوباره مرتکب بشوی. مخصوصا که به نظرم می آید آدم کمال گرایی هستی و تصور گناهکار بودن برایت خیلی سنگین است .
    یک جایی - متاسفانه یادم نمی آید کجا !_ خواندم درباره کودکانی که مرتکب چنین کارهایی می شوند. نوشته شده بود که به آن ها نگویید به جهنم می روند و ... این کار اضطراب آن ها را بیشتر می کند.
    از نظر مذهبی اگر خواستی احساسی در این مورد داشته باشی به خودت بگو خدایی داری که اعمال بندگانش را چنان می بخشد که انگار اصلا مرتکبش نشده اند. صد بار هم تا نصف راه بروی و موفق نشوی بازهم کمکت می کند.

    - - - Updated - - -

    عزیزم تو از بچه گی این طوری بودی و بعدش که بزرگ شدی به این جا رسید یا کلا بعد از این که بزرگ شدی شروع شد؟


    همین حذف احساس گناه هم امتحان کردم...ولی...

    بچگی کمی بود -خیییییییلی کمتر.ولی ننمیفهمیدم چیه و چرا

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط Pooh نمایش پست ها
    سلام.
    چند تا سوال دارم بنده ی عزیز.

    چقدر خودتو دوست داری؟

    چقدر از خانواده ات محبت دریافت میکنی؟

    چرا خواستگارها رد شد؟ موردهای خوبی نبودن یا اینکه تو و یا خانواده ات مخالفت کردن؟

    - - - Updated - - -

    چه چیزه این نیاز برای جذابه و باعث میشه دوباره بری سمتش؟
    لذت جسمانی اش؟
    نیاز به محبت؟
    نیاز به اینکه کسی تو رو کاملا بپذیره؟
    نیاز به محبت کردن؟
    مضطربی و با این کار یک آرامش موقت پیدا میکنی؟
    تمرکز ذهنی زیادی روی فرار از این مشکل داری؟ مرتبا نگرانی که برات دوباره پیش بیاد؟ یعنی از ترس دوباره پیش اومدنش همش بهش فکر میکنی؟
    به شخص خاصی علاقه داری و این حس رو نسبت به او داری؟ یا کلا با دیدن هر آقایی ذهنت درگیر میشه؟
    زیادی آرزوی عشق های رمانتیک داری؟

    چند تا سوال دیگه هم دارم. روابط اجتماعیت با آقایون چطوره؟ یعنی توی ذهنت همش فکر میکنی حرف زدن و نگاه به استاد وقتی داره حرف میزنه و درس میده گناهه؟

    به نظرت ممکنه خانم و آقایی رابطه ی همکاری و همکلاسی سالمی با هم داشته باشن و در واقع روابط اجتماعی خوبی با هم داشته باشن و موقع حرف زدن هم راحت و با احترام با هم حرف بزنن و موقع حرف زدن هم به صورت طرف مقابل نگاه کنند ولی نگاهشون یه نگاه انسانی باشه نه یک نگاه جنسی؟
    به این فکر نکردم-که چقدر خودم رو دوست دارم
    چجور محبتی؟
    بعضی ها من-بعضی ها خانواده-بعضی ها عدم تناسب .شاید برخی هم عدم تطابق اعتقاادات من و خونواده و....

    ----
    تقریبا به همه ی این دلایل
    نه به فکر فرد خاصی نیست.
    ---------
    نه فکر نمیکنم گناهه.ولی معتقدم تاثیراتی داره.حداقل برای من

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط Pooh نمایش پست ها
    سلام.
    چند تا سوال دارم بنده ی عزیز.

    چقدر خودتو دوست داری؟

    چقدر از خانواده ات محبت دریافت میکنی؟

    چرا خواستگارها رد شد؟ موردهای خوبی نبودن یا اینکه تو و یا خانواده ات مخالفت کردن؟

    - - - Updated - - -

    چه چیزه این نیاز برای جذابه و باعث میشه دوباره بری سمتش؟
    لذت جسمانی اش؟
    نیاز به محبت؟
    نیاز به اینکه کسی تو رو کاملا بپذیره؟
    نیاز به محبت کردن؟
    مضطربی و با این کار یک آرامش موقت پیدا میکنی؟
    تمرکز ذهنی زیادی روی فرار از این مشکل داری؟ مرتبا نگرانی که برات دوباره پیش بیاد؟ یعنی از ترس دوباره پیش اومدنش همش بهش فکر میکنی؟
    به شخص خاصی علاقه داری و این حس رو نسبت به او داری؟ یا کلا با دیدن هر آقایی ذهنت درگیر میشه؟
    زیادی آرزوی عشق های رمانتیک داری؟

    چند تا سوال دیگه هم دارم. روابط اجتماعیت با آقایون چطوره؟ یعنی توی ذهنت همش فکر میکنی حرف زدن و نگاه به استاد وقتی داره حرف میزنه و درس میده گناهه؟

    به نظرت ممکنه خانم و آقایی رابطه ی همکاری و همکلاسی سالمی با هم داشته باشن و در واقع روابط اجتماعی خوبی با هم داشته باشن و موقع حرف زدن هم راحت و با احترام با هم حرف بزنن و موقع حرف زدن هم به صورت طرف مقابل نگاه کنند ولی نگاهشون یه نگاه انسانی باشه نه یک نگاه جنسی؟
    به این فکر نکردم-که چقدر خودم رو دوست دارم
    چجور محبتی؟
    بعضی ها من-بعضی ها خانواده-بعضی ها عدم تناسب .شاید برخی هم عدم تطابق اعتقاادات من و خونواده و....

    ----
    تقریبا به همه ی این دلایل
    نه به فکر فرد خاصی نیست.
    ---------
    نه فکر نمیکنم گناهه.ولی معتقدم تاثیراتی داره.حداقل برای من

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط alireza35 نمایش پست ها
    سلام خانم

    شما اتفاقا خیلی باید خوشحال باشید که همچین نیرویی در بدن شما وجود داره این خیلی عالی اما نیاز داره که در جهت صحیح و مفید قرار بگیره .
    دوستانی که نظرشون هست که با حالا هر روشی این نیرو و انرژی رو کم کنید من نمیدونم بر اساس چه دلیل علمی یا روانشناسی همچین نظری دارن این بدتر باعث میشه که شما حریص تر بشید .
    باید اول از خودتون اطلاعات بیشتری داشته باشید از مکانیزم بدن و افکار ،...
    از خودتون یک موجود منفی با افکار منفی یک فرد بیمار یا یک فرد غیر طبیعی نسازید و ندونید .
    قدر خوتون رو بدونید.
    بله.میدونم نعمته.ولی وقتی یکی مثل من ظرفیتش رو نداره میشی عامل دوری و هبوط.به همین سادگی

  2. کاربر روبرو از پست مفید bande تشکرکرده است .

    جاثیه (پنجشنبه 30 آبان 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:05 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.