با سلام و تشکر از همه دوستان عزیزی پاسخ دادند
بع ترتیب عرض میکنم و منتظر راهنمایی هاتون کماکان هستم
- - - Updated - - -
خواهرم ازدواج کرده و یک برادر
روابط با پدر و مادرم هم خوب تقریبا.و با احترام.(نمیدونم دیگه چی بگم اگه سوالی هست بفرمایید)
- - - Updated - - -
تقریبا 7-8تاشو دارم.بعضی هاش قوی تر بعضی هاش کمتر
مشاور...با اصلش مشکلی ندارم.ولی برای این مورد کمی محتاطانه رفتار میکنم.(میدونی که چی میگم!!؟)
- - - Updated - - -
عزیزم مرتاض های هندی هم یک ماه با یک بادام نمیمیرند...
علت بد اومدن از بعضی ها نگاهم نیست-میدونم اون مشکل منه-منظورم نظزم بعد از آنالیزشونه.مدلی هستم که از هرکسی هم خوشم نمیاد..
بله فراوان-یک مشکل اصلی همینه.کلام از دهان طرف مقابلم بیرون نیومده(هر موضوعی)ناخودآگاه در ذهنم تصور میکنم...
- - - Updated - - -
[QUOTE=جاثیه;306389]عزیزم یادم آمد چه خوانده بودم. یک مجله پزشکی بود به اسم درد که توی اتاق انتظار یک مطب دندانپزشکی قاطی مجله های خانوادگی گذاشته بودندش برای سرگرمی مراجعین منتظر...
یک کسی نوشته بود که عادت به این کار مشابه نوعی اعتیاد است و ترک کردنش هم خیلی اراده می خواهد . خیلی خیلی زیاد. اویک پسر جوان بود که نامه نوشته بود به مجله و درباره این که ترک کرده توضیح داده بود. نوشته بود او هم چند بار موقتا ترک کرده و بعد موفق شده کاملا ترک کند. یعنی چند بار تلاش کرده بود ترک کند و موفق نشده بود و تا یک جایی رفته بود ولی بعدش دوباره همین کار را کرده بود ، اما بالاخره توانسته بود بعد از چند بار تلاش ناموفق ترکش کند.
خوبی اش این است که وقتی ترکش کردی تا آخر عمرت می توانی به خودت افتخار کنی که چه آدم با اراده ای هستی
درباره آن نیاز عاطفی فکر کردم که بفهمم منظورت چیست. فکر کردم احتمالا تقریبا همان است که mahasty در مورد نه نوشته یعنی به چیزی احتیاج داری که به تو آرامش بدهد و این کار به تو آرامش می دهد و اضطراب و استرست را رفع می کند.درست متوجه شدم؟
فکر کنم اگر احساس گناه مذهبی ات را کم کنی بهتر باشد . چون احساس گناهکار بودن خودش اعتماد به نفس را کم و اضطراب را زیاد می کند و زمینه می سازد که دوباره مرتکب بشوی. مخصوصا که به نظرم می آید آدم کمال گرایی هستی و تصور گناهکار بودن برایت خیلی سنگین است .
یک جایی - متاسفانه یادم نمی آید کجا !_ خواندم درباره کودکانی که مرتکب چنین کارهایی می شوند. نوشته شده بود که به آن ها نگویید به جهنم می روند و ... این کار اضطراب آن ها را بیشتر می کند.
از نظر مذهبی اگر خواستی احساسی در این مورد داشته باشی به خودت بگو خدایی داری که اعمال بندگانش را چنان می بخشد که انگار اصلا مرتکبش نشده اند. صد بار هم تا نصف راه بروی و موفق نشوی بازهم کمکت می کند.
- - - Updated - - -
عزیزم تو از بچه گی این طوری بودی و بعدش که بزرگ شدی به این جا رسید یا کلا بعد از این که بزرگ شدی شروع شد؟
همین حذف احساس گناه هم امتحان کردم...ولی...
بچگی کمی بود -خیییییییلی کمتر.ولی ننمیفهمیدم چیه و چرا
- - - Updated - - -
به این فکر نکردم-که چقدر خودم رو دوست دارم
چجور محبتی؟
بعضی ها من-بعضی ها خانواده-بعضی ها عدم تناسب .شاید برخی هم عدم تطابق اعتقاادات من و خونواده و....
----
تقریبا به همه ی این دلایل
نه به فکر فرد خاصی نیست.
---------
نه فکر نمیکنم گناهه.ولی معتقدم تاثیراتی داره.حداقل برای من
- - - Updated - - -
به این فکر نکردم-که چقدر خودم رو دوست دارم
چجور محبتی؟
بعضی ها من-بعضی ها خانواده-بعضی ها عدم تناسب .شاید برخی هم عدم تطابق اعتقاادات من و خونواده و....
----
تقریبا به همه ی این دلایل
نه به فکر فرد خاصی نیست.
---------
نه فکر نمیکنم گناهه.ولی معتقدم تاثیراتی داره.حداقل برای من
- - - Updated - - -
بله.میدونم نعمته.ولی وقتی یکی مثل من ظرفیتش رو نداره میشی عامل دوری و هبوط.به همین سادگی











علاقه مندی ها (Bookmarks)