تجربه ی شخصی من
من مهندس صنایع شمیایی هستم وتوی یکی از شرکتای نفتی کار میکنم و همسرم دیپلم داره و مغازه داره.
اصلا حتی یادمم نیست.اما این بستگی به طرز فکر خودت و همسرت داره.مثلا من:
-هیچوقت نگفتم حقوقم،میگم این یکی حقوقمون
-هیچوقت نگفتم فلان چیزو واسه خودم میخرم،میگم واسم بخر
-اگه توشوخیامون بگه دیگه بران اونو نمیخرم،میگم اگه تو نخری کی بخره؟
-پول توجیبیمو از خودش میگیرم
-کارتم همیشه رو جاکفشی خونه است مگه اینکه خالی بشه.
-کاری کردم حس کنه سکان زندگی تو دست خودشه و خودشو کاملا مرد خونه ببینه
و اما همسرم:
-هیچوقت واسه خرج کردنم سین جیمم نکرده
-هرچیزی رو که دوس داشتم برام فراهم کرده
-واسه آرایشگاه و خریدای شخصیم به راحتی و بدون سوال بهم پول داده
-در مقابل خواسته های مادیم هیچوقت نه نگفته.
باید خودتو ایشونو خوب بشناسی و ببینی این مسئله واسه جفتتون چقد مهمه.تو میتونی مثه من باشی؟چون مردا دوس دارن حس کنن اونان که زندگی رو میچرخونن.اگه میتونی یا علی.البته باید از طرز فکر اون و میزان اعتماد بنفسش آگاه بشی.
مطمئن باش هیچکدوم کارایی که من کردم به غرورم لطمه نمیزنه و باعث میشه حس بهتری داشته باشیم(نمیدونی چه حالی داره وقتی میری از همسرت پول میگیری در حالی که خودت درامد داری)
همه چی بخودت بستگی داره چون ماها نمیتونیم قطعا بگیم این موضوع مشکل ساز میشه یا نه،چون آدما باهم فرق دارن.
مثال خودمو زدم تا ببینی که واسه یکی باطرز فکر منوهمسرم مشکل ساز نبوده.
اما طرف دیگه ی قضیه رو هم نگاه کن:
اگه همسرت براش این موضوع مهم باشه و نتونه ادامه تحصیل بده ممکنه دچار خود کم بینی بشه و این خودش هزارتا مشکل دیگه میاره.
اگه خودت بخوای به حرف مردم اهمیت بدی کم کم دچار شک میشی که ازدواجت غلط بوده و سرخورده میشی.
نتیجه همه ی حرفام اینه که فقط خودت میتونی جواب خودتو بدی
-








علاقه مندی ها (Bookmarks)