سلام n.i.k.iعزیز
ممون که جوابم رو دادین
احساس حقارت دارم چون خاستگار ندارم و اینکه همیشه این حس با من هست .از بچگی که یادم میاد هست. یه مثال بگممثلا وقتی بچه بودم به خاطر وضعیت خانوادگی که داشتیم تو مدرسه و کوچه هیچ کس باهام بازی نمیکرد و همیشه تنها بودم یادم میاد وقتی تازه نوشتن رو یاد گرفته بودم تو یک کاغذ دردودلمو نوشتم که چقدر تنهام.تو دوران نوجوانی خانواده ام همیشه تحقیرم میکردناما من همیشه دوست های زیتدی دارم.
حالا هم به خاطر ازدواج نکردنم احساس ضعف دارم. اما به نظرم ریشه در کودکی داره.
به نظرم نداشتن ظاهر خوب باعث ازدواج نکردنمه و اینکه آره چند تا خواهر دارم اما ازدواج کردن و رفتن.
و به چیزهایی که علاقه دارم: شنا و ژیمناستیکه اما هزینه ثبت نام ندارم.
از درس خوندن هم خسته شدم.دیگه توان ادامه ندارم.
من برای حل مشکلاتم مثل زیبا نبودن آرایش میکنم.
برای حل مشکلات یگه ام کاری از دستم بر نمیاد چون قسمت و سرنوشت رقم میزنه.
خیلی خوشحال میشم جوابم رو بدید .![]()








تو دوران نوجوانی خانواده ام همیشه تحقیرم میکردناما من همیشه دوست های زیتدی دارم.

علاقه مندی ها (Bookmarks)