واقعا متاسف شدم
باتوصیفات شما شوهر ایشون بیمار شدید روحی هستن ونیاز فوری به روانپزشک دارن ولی بعیدمیدونم قبول کنن ومداوابشن
چرا شرایط طلاق نداشته ونداره؟
تشکرشده 37 در 20 پست
واقعا متاسف شدم
باتوصیفات شما شوهر ایشون بیمار شدید روحی هستن ونیاز فوری به روانپزشک دارن ولی بعیدمیدونم قبول کنن ومداوابشن
چرا شرایط طلاق نداشته ونداره؟
جاثیه (شنبه 02 آذر 92)
تشکرشده 201 در 111 پست
سلام عزیزم
ممنون که جواب دادین
بگه بریم روانپزشک شوهرش میگه من خودم همه چیزرو میدونم خودم روانپزشکم. چون قبلا پیشنهاد دادیم اما در جواب اینطوری میگه.
شرایط طلاق رو نداره چون جایی رو نداره که بعد طلاق اونجا باشه
اینم بگم دختر خاله ام زندگی اش رو دوست داره و اصلا حاضر نیست از دستش بده و شوهرش رو گاهی دوست داره.
من تازگی ها که با هم بودیم خیلی صحبت کردیم و متوجه شدم مشکلاتش تا این حد وخیمه وگرنه قبلا فقط در حد بدبینی هاش و دست به زنش در جریان بودم اما نمی دونستم دیگه تا این حد
تازگی ها داره از زندگی اش تعریف میکنه حتی از زمان دوران نامزدی اش .
اینم بگم که یک مزاحم تلفنی می تونه زندگی شون رو تبدیل به جهنم بکنه. ومتاسفانه همیشه با این مشکلات درگیره و شوهرش حتی یک تماس اشتباهی رو هم پیگیری میکنه و میره از مخابرات مشخصات طرف رو درمیاره و زنگ و ... و من موندم دختر خاله ام چطوری میتونه تحمل کنه. به نظرم عادت کرده من که به مشکلاتشون فکر می کنم کم می مونه دیوونه بشم البته دختر خاله ام هم همیشه می گه کاش بمیرم
البته اینم بگم که پدر شوهرش در دوران جوانی اش مادرشوهرش رو تا حد... میزده.به نظرم دست به زنش درمان نداره چون ارثی و ریشه در کودکی داره.
واقعا آدم می مونه تو این جور زندگی ها چیکار کنه.
البته به نظرم چون شوهرش میدونه بی کس و کاره تا این حد پررو شده![]()
مهربونی... (پنجشنبه 14 آذر 92), جاثیه (شنبه 02 آذر 92)
تشکرشده 1,276 در 407 پست
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)