ممنون از همه دوستایی که راهنمایی کردن
alireza35عزیز درسته من به هیچ وجه خاموش نیستم و یا اعتماد بنفس و توانایی پایینی ندارم.فقط و فقط کم حرفم.مثل بقیه اعضای خانوادم(بجز مادرم که فوق العاده خوش تعریفن).قبلازازدواجم یه رابطه داشتمکه میتونین تاپیک هاشو بخونین امابه هیچ وجه بهش فکر نمیکنم
mis-marjanعزیز من زمانی که مدرسه میرفتم قبل از دبیرستان فوق العاده فعال بودم و همه جا بودم .تویتمام گروه های سرود و نمایش و کار عملی و اجرای برنامه های مناسبتی
در دوره دبیرستان کاملا برعکس شد و کناره گیری کردم از اینجور کارا.دوستام همه پر حرف و شیطونبودن.شیطونی میکردم اما پنهانی.زمانی که رفتم دانشگاه همیشه بهترین دانشجو بودم.بهترین کنفرانس ها و بهترین برخورد را با همه داشتم و متقابلا همه هم با من همینطوربودن و کلا یه حساب دیگه روممیشد اما بازم سرکلاس ساکت بودم و در بحثها شرکت نمیکردم
اعتماد بنفس خوبیدارم اما شوهرم خدایه اعتماد به نفسه و هیچکس رو در حد خودش نمیدونه
الانم که پایان نامه ارشدم رو میخام دفاع کنم بازم کارم از همه بهتره اما زبون ندارم که بروز بدم
هیچوقت از چاپلوسی خوشم نمیومده و نمیادو الکی نمیتونم از چیزی تعریف کنم
کادو که میگیرم خیلی ذوق میکنم اما نمیتونم تمام اونچه که در قلبم هست رونشون بدم و همیشه میخوره تو ذوق اون کسی که کلی واسه کادو دادن بهم زحمتکشیده
اطلاعات عمومیم به نسبت خوبه.توی صحبت کردن و ابزی با کلمات کم نمیارم چون پدرم دبیر ادبیات بودن و اینارو از ایشون یاد گرفتم.اما موضوعی واسه آغاز بحث ندارم
فقط با خاهرم و یکی از دوستام که اونم مثل خاهرمه از هر دری حرف میزنم و موضوع دارم
از نظر جنسی مثل هم هستیم و فکر میکنم گرمیم و بنظرم مشکل خاصی نیست غیر از یه فکرایی که جدیدا منو آزار میده درمورد خیانت همسرم اما بروز نمیدم که از رابطه زده نشه








علاقه مندی ها (Bookmarks)