یعنی واقعا به این چیزایی که نوشتید اعتقاد دارید؟؟؟؟؟ جدی گفتید یا مزاح بود؟مرد عوام یه چوب تر یا اگه خان و ارباب بود یه شلاق میذاشت بالای طاقچه، طاقچه هم بالای در ورودی بود به شکلی که شما وقتی وارد میشی اصلا دید نداره حالا شما سنت قد نمیده ندیدی ما که متولد 1300 و قبلتریم یادمونه،خلاصه زن تا با لباس عروس خرم و خوشحال وارد اتاق میشه و مسرور از اینکه وارد خونه بخت شده ناگهان خودش در حال کتک خوردن میبینه و تا پاسی از شب همین وضع ادامه داره!
اگر واقعا اینطوری فکر می کنید, بهتره اصلا ازدواج نکنید و زندگی خود و فرد دیگری را خراب نکنید.
در کمال احترام یک سوال ازتون دارم
خودتون را یک خانم فرض کنید و فکر کنید که یک مرد آنگونه که شما توصیف کردید با شما برخورد کنه, انوقت شما واقعا چه احساسی داشتید و چی فکر می کردید؟
به نظر من شما خیلی افراطی تفریطی به زندگی نگاه میکنید.







پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)