به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 12 از 13 نخستنخست ... 2345678910111213 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 111 تا 120 , از مجموع 129
  1. #111
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 26 آذر 93 [ 20:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-13
    نوشته ها
    165
    امتیاز
    1,059
    سطح
    17
    Points: 1,059, Level: 17
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    131

    تشکرشده 275 در 125 پست

    Rep Power
    0
    Array
    همدیگر رو دیدید یا تلفنی بوده ؟
    شما حالا در هر وضعیتی هم که باشید ، باید شخصیت خودتون رو حفظ کنید .

  2. #112
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 27 دی 94 [ 10:58]
    تاریخ عضویت
    1392-7-02
    نوشته ها
    186
    امتیاز
    3,023
    سطح
    33
    Points: 3,023, Level: 33
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    499

    تشکرشده 142 در 78 پست

    Rep Power
    32
    Array
    میگم که! داشتیم اس ام اس میدادیم.
    اگه رودر رو بود که نمشد سریع دروغ بگم: شوخی کردم

  3. #113
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 26 آذر 93 [ 20:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-13
    نوشته ها
    165
    امتیاز
    1,059
    سطح
    17
    Points: 1,059, Level: 17
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    131

    تشکرشده 275 در 125 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بعد هم شما کلی ترسیدی ....

    - - - Updated - - -

    خانم ، شما قرار بود فقط .... نداشته باشید ، همه جور حرفی میتونید داشته باشید . جریان ین قول و قرار چه ؟
    اما حالا به هر حال ، بعد از اینکه ایشون گفت " ... پس من میرم دنبال حقم ... " شما سکوت میکردی ، یکم زمان میدادی شاید حتی 1 روز ، چون حرف ایشون زشت بوده .
    دلیی برای این همه نگرانی نبوده .

    - - - Updated - - -

    این اخلاق ایشون باید اصلاح بشه که ، هر ناراحتی که بین شما پیش بیاد ، مثلا بگه " پس من برم دنبال حقم " ، کم سن ساله و خیلی مغرور . باید متوجه ش کنید که این حرف ، زشته .

  4. 2 کاربر از پست مفید alireza35 تشکرکرده اند .

    sanjab (یکشنبه 03 آذر 92), الهام20 (دوشنبه 04 آذر 92)

  5. #114
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 27 دی 94 [ 10:58]
    تاریخ عضویت
    1392-7-02
    نوشته ها
    186
    امتیاز
    3,023
    سطح
    33
    Points: 3,023, Level: 33
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    499

    تشکرشده 142 در 78 پست

    Rep Power
    32
    Array
    شوهرمم باهام صحبت کرد.قرار شد به مامانش بگه یه روز دعوتم کنه و منم ق کنم دعوتو برم خونشون.که هنوزم نکرده بعد دو هفته!!!
    اما گفت من تا عید پامو نمیذارم خونتون چون دلیلی نمیبینم بیام.بعدشم میخوام اول تو بیای و پیش قدم شی که خونوادم فک کنن تو منو بیشتر دوس داری و به خاطر زندگیمون بیشتر مایه میذاری!!!!
    بعلاوه اینکه هرجا میگه و هرکار ازم میخواد تا عید نه توش نیارم!
    این قرارمون بود!

    - - - Updated - - -

    مامانش که دعوتم نکرد.
    خودشم که....

  6. #115
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 09 اردیبهشت 93 [ 08:56]
    تاریخ عضویت
    1392-8-18
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    218
    سطح
    4
    Points: 218, Level: 4
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    100 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 17 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    چرا يه ذره براي خودت و شخصيتت احترام قائل نيستي؟
    شوهرت فهميده هر رفتاري با خودت و خانوادت داشته باشه تو باز باهاش خوب رفتار ميكني.
    زندگيي كه هنوز به صورت رسمي و واقعي شروع نشده اينجوريه واي به روزي كه برين زير يه سقف.
    هنوز مگه چند سالته كه اين همه تو مشكلات غرق شدي؟؟
    به نظر من كه خودتو جمع و جور كن و برو دنبال زندگي با آدمي كه برات ارزش قائل باشه، از كنارش بودن لذت ببري، قدر انرژيي كه براي رابطتون ميذاري رو بدونه.

  7. کاربر روبرو از پست مفید مانلي تشکرکرده است .

    الهام20 (دوشنبه 04 آذر 92)

  8. #116
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 28 آذر 99 [ 01:10]
    تاریخ عضویت
    1387-2-31
    نوشته ها
    1,208
    امتیاز
    22,636
    سطح
    93
    Points: 22,636, Level: 93
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 714
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteranSocial10000 Experience Points
    تشکرها
    6,336

    تشکرشده 3,618 در 912 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    144
    Array
    الهام جان! من برات کلی چیز نوشتم و شما درست برعکس حرف من، اومدی از بین تموم پست ها، پستی رو که احساس کردی یه مقدار به حال دلت نزدیکه، یعنی یه جورایی انتقام گرفتن از همسرت در اون نهفته است رو در نظر گرفتی و انجامش دادی!
    من نمی دونم آقای علیرضا چند سالشونه و آیا تجربه ی زندگی متاهلی رو دارند یا نه؟ اما این رو میدونم که هیچ وقت با لج بازی با یه مرد نمیشه به خواسته ات برسی. و همین طور نیاز یه آدم دیگه رو نمیشه حربه ای قرار داد واسه رسیدن به خواسته ی دلت.
    همسر خانم آکوا، تاپیکی داشتن که توی اون به صراحت اعلام کرده بودند که متنفرم از اینکه همسرم همیشه منو از این راه میخواد بترسونه و سعی میکنه این نیاز من رو با رسیدن به خواسته هاش یکی بکنه و منو از این نیاز محروم میکنه تا من با دلش راه بیام.
    الهام جان! تو دوبار یا نهایتا سه بار میتونی از این طریق همسرت رو کنترل کنی و ازش بخوای که باهات خوب باشه، متناسب با شخصیت خودت.
    آرزوهایم مشخص است و دست یافتنی و
    من
    برای رسیدن به آنها نهایت تلاش خود را خواهم داشت!
    و امروز
    من شاکرم! شاکرم که خداوندی دارم که
    آرزوهایم رو به من هدیه دادند و
    منه انسان
    چیزی رو نخواهم ساخت، حتی دیگر لیستی نخواهم نوشت، من!!
    من سر طاعت در برابر لیستی که به من هدیه میدهد برمیآورم.


  9. کاربر روبرو از پست مفید del تشکرکرده است .

    الهام20 (دوشنبه 04 آذر 92)

  10. #117
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 26 آذر 93 [ 20:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-13
    نوشته ها
    165
    امتیاز
    1,059
    سطح
    17
    Points: 1,059, Level: 17
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    131

    تشکرشده 275 در 125 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من امروز در مورد موضوع شما با یکی از همکارها صحبت کردم که از دیدگاه یک خانم این مساله بررسی بشه ، ایشون معتقد بود که شما چون رابطه داشتید دیگه نمی تونید جلوگیری کنید ، و اصلا با توجه به تجربیات ایشون نظرشون این بود اصلا نامزد شما فرد مناسبی نیست .
    اما من هنوز نظرم این هست که شما می تونید درستش کنید .
    حالا اینجا یا شما درست برنامه رو اجرا نمیکنید ، یا اصلا این برنامه مناسب نیست برای شما .

    از شما درخواست میکنم یک بار دیگه پست های قبلی رو با دقت بخونید ، من بعد از حدودنیم ساعت بحث با ایشون قانع نشدم که شما نمیتونی رابطه نداشته باشی یا این که دیگه هیچ امیدی به این زندگی نیست. شما در این ارتباط ( کل نامزدی و آشناییتون ) خیلی هزینه کردید خیلی چیزها رو ... . بهر حال اگر سوالی باشه من کمکتون میکنم.

    - - - Updated - - -

    خانم دل ، شما چه به موقع اومدین .

  11. کاربر روبرو از پست مفید alireza35 تشکرکرده است .

    الهام20 (دوشنبه 04 آذر 92)

  12. #118
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 27 دی 94 [ 10:58]
    تاریخ عضویت
    1392-7-02
    نوشته ها
    186
    امتیاز
    3,023
    سطح
    33
    Points: 3,023, Level: 33
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    499

    تشکرشده 142 در 78 پست

    Rep Power
    32
    Array
    دوستان
    همسرم جریانو باز ماست مالی شکرد که من الکی گفتم و تو که منو میشناسی و میدونی بعد یه هفته باز خودم میومدم منت کشی...
    ولی من دیگه نمیتونم باور کنم!
    الانم میگه هروق بی کاری و خودت دوست داری بیا بریم خونه باغ.

    خب من چیکار کنم الان؟؟
    گیج شدم!!!!!!!!!!!1
    هر کس یه چیز میگه.یکی میگه ولش کن.یکی میگه کوتا بیا...
    من موندم.از یه طرف به قول شماها من کلی چیز هزینه کردم تو این رابطه.حالا همینجوری ول کنم بره؟؟
    پشیمون نمیشم؟؟
    از طرف دیگه میترسم.ادمی که به ین راحتی میتونه همه چیزو بهم بریزه چجوری میتونه قابل اطمینان باشه؟

    - - - Updated - - -

    اهان اینم بگم.میگفت منظور من ازون تهدیدا این نبود که برم خیانت کنم.
    منظورم این بود با مامور بیام ورت دارم ببرمت خونمون.
    من مردم سرم بره قولم نمیره ولی چون تو با اینکه قول دادی تا عید فرصت دادی بهم که بیام رابطه مو درس کنم با خونوادت اما باز داری از نیاز من سواستفاده می کنی اعصابمو خرد میکنی!!
    الان کی از کی داره سو استفاده میکنه؟؟
    چیکار کنم؟
    تا عید وایستم ببینم چی میشه؟؟

    - - - Updated - - -

    لطفا بگین چیکار کنم.
    من دیگه مغزم ج نمیده

    ای بابا.همه ی پستا هم باهم تناقض داره!!!!!!!!!!!!!
    ویرایش توسط الهام20 : دوشنبه 04 آذر 92 در ساعت 15:39

  13. #119
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 27 دی 94 [ 10:58]
    تاریخ عضویت
    1392-7-02
    نوشته ها
    186
    امتیاز
    3,023
    سطح
    33
    Points: 3,023, Level: 33
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    499

    تشکرشده 142 در 78 پست

    Rep Power
    32
    Array
    س
    من باهاش رفتم خونه باغ.
    میدونم الان به نظر خیلیاتون یه ادم بی عرضه م و حقمه هرچی به سرم میاد.راستم میگین.هستم.خودمم میدونم.
    فک میکردم اگه برم حداقل حال خودم جا میاد و دیگه دینمو ادا کردم و خیالم راحت میشه.
    اما حالم بدتر شد.خیلی بدتر.مخصوصا وقتی موقع برگشتن تصمیم گرفتم راهمو عوض کنم و ازش جدا شم.اونم دید خییلییی تو خودمم هی حرف میزد.انگار که ترسیده باشه. اما باز وقتی داشت راجع به اینکه بره با شوهرخواهرش تو مغازش شریک شه نتونستم خودمو نگه دارم هی نظر دادم و از اینده حرف زدم و... خلاصه خیلاشو راحت کردم که هستم باهات.اونم خیالش رااااحت راحت که من مغزم کف پامه ازونجا تا خونه واسه خودش خوند و خوش گذروند.
    باز حالم ازین کارم بدتر شد.
    کاشکی حرف نمیزدم.کاشکی لال میشدم.

    وسط رابطه همش گریه م میومد ویه جور که نفهمه گریه میکردم.

    داشت عکسای گوشیشو نشونم میداد.گفتم عکسای من کو؟؟گف میخواستم از جیگردایی عکس بگیرم واس wallpaperم حافظه گوشیم دیگه جا نداشت پاکشون کردم.

    من چرا انقدر سمجم؟ من به کدوم یکی از چیزایی که میخواستم تو این رابطه رسیدم که نمیتونم الان دل بکنم؟؟
    من غرور و شخصیت و... هیچی ندارم.هم خودش هم خونوادش حق دارن که هرجور دلشون میخواد باهام رفتار کنن.اخه لیاقتم همینه.

    تصمیم گرفتم بذارم هرجور دلش میخواد باهام رفتار کنه.همینجور که تا الان کرده.شایدم بدتر.
    من میخوام قبول کنم که تو این زندگی هیچ کارم.
    میخوام قبول کنم اون دوسم نداره.
    میخوام همینجا بهتون قول بدم دیگه کار به هیچ کارش ندارم.هیچی.
    ق میکنم که ما دشمن همیم.
    ق میکنم که اون فقط پسر مادرشه و برادر خواهرش و هیچکاره من.من دیگه هیچ وقت خودمو هم قد و قواره خواهر مادرش نمیدونم و انتظار ندارم همونقد که اونارو دوس داره منوام دوس داشته باشه.
    من همه تلاشمو میکنم که ازش دل بکنم.من میخوام باور کنم که با این ادم خوشبخت نمیشم.

    من میخوام انصراف بدم. من باید قبول کنم که باختم.
    من واقعا اعصاب و انگیزه اینکه پاشم خونه تکونی کنم و از اول شروع کنم و ندارم.
    چون فایده ای نداره.
    (اگه عرضه شو داشته باشم و باز مثه تو ماشین هول نکنم و یادم نره جایگاه من کجاس)

    - - - Updated - - -

    میخوام بهش بگم یه چن روزی میخوام گوشیمو off کنم وتنها باشم.
    خوبه؟
    حالم واقعا خرابه.دلم تنگ شده
    ویرایش توسط الهام20 : دوشنبه 04 آذر 92 در ساعت 20:46

  14. #120
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 26 آذر 93 [ 20:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-13
    نوشته ها
    165
    امتیاز
    1,059
    سطح
    17
    Points: 1,059, Level: 17
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    131

    تشکرشده 275 در 125 پست

    Rep Power
    0
    Array
    الهام خانم ،
    همه ما ( زن ، مرد ، با تجربه ، بی تجربه ، آماتور ، حرفه ای ( یعنی کسی که شغل روانشناسی دارد) ) بیرون زندگی شما هستیم ، و در نهایت شما تصمیم میگیرید که چیکار کنید ، ممکنه نظرات متناقض هم باشه .
    من ، به همان اندازه که نگران شما هستم ، برای نامزدتون هم اهمیت غایلم ، ایشون هم جوان هستند و حق زندگی خوب دارند ، اما با چه مسیری ؟
    آیا با تشویق به رابطه جنسی برای دو جوان به سن وسال و شرایط این دو ، مشکلات حل میشه ؟ زندگی پیشرفت میکنه ؟ سطح عشق و علاقه بالا میره ؟ --- بر اساس کدام نظریه یا تجربه یا هر چیز دیگه ؟
    نتیجه ی اطلاعات ، تجربه و... من ، همان پست هایی هست که برای شما ارسال کردم ، و از طرفی من خودم یک مرد هستم مطمانا نامزد شما را خوب درک میکنم.
    آرزوی آرامش و خوشبختی برای هر دو شما دارم.

  15. 2 کاربر از پست مفید alireza35 تشکرکرده اند .

    sanjab (دوشنبه 04 آذر 92), الهام20 (سه شنبه 05 آذر 92)


 
صفحه 12 از 13 نخستنخست ... 2345678910111213 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: یکشنبه 12 اردیبهشت 95, 09:19
  2. پاسخ ها: 57
    آخرين نوشته: شنبه 14 آذر 94, 14:57
  3. نامزدم عصبیه..روز به روز مشکلاتومن بیشتر میشه
    توسط dokhtare_asemoon در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: پنجشنبه 06 تیر 92, 18:39
  4. یک ماه پس از جدایی،هنوز مثل روز اول جدایی
    توسط bahar_N در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 06 مرداد 91, 10:17
  5. پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 اردیبهشت 88, 08:22

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:02 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.