سلام دوستان
راستش می خواستم نتیجه رفتارم رو تو مدتی که تاپیک فعال نبود روبگم.
من با این خانوم (ان شا الله خانم آیندم) مشکلم حل شد :)
یه بار بطور جدی ازم پرسید نظرت در مورد حجابم چیه؟ منم گفتم که حجب و حیات رو خیلی دوست دارم و همین منو مجدوب میکنه اما من به اخلاق و عقاید اسلامی پایبندم و دوست ندارم موهات دیده بشه چون حجب و حیای باطنیت خوبه فقط مونده ظاهر. همونجا مقنعش رو داد جلو. این قضیه مال تقریبا دو هفته پیشه. از اون به بعد چند روز ندیدمش بعد که دیدمش کلا تغییر کرده بود.چادر نپوشیده بود اما دقیقا جوری بود که من می پسندیدم.در واقع کاملا عقیدمو درک کرده بود.هر کی که میدیدش میگفت چقدر عوض شدی :) . خودش میگفت مادرش از این قضیه خیلی خوشحال شده و منم بهش گفتم که خیلی بزرگ و باشکوه شدی و در ادامه بهش گفتم که چقدر حسم بهش بیشتر شده (اونم قند تو دلش آب میشد :))) )
الان حس می کنم خیلی مطیع من شده :) یه بار ازش پرسیدم که از اول در مورد من چی فکر میکردی؟فکر میکردی خیلی خشک و جدیم؟ و اون گفت نمیدونم تو چیکار کردی که از هرکی تحقیق میکردیم میگفتن از دستش نده و خیلی موقعیت خوبیه و این حرفا!! حالا منم احساس خودشیفتگی بهم دس داده بود که بیا و ببین:))
این رو هم اضافه کنم که این فراید زمان برد و نرم نرم رفتم جلو و حالا هم رو پروژه های دیگه دارم کار میکنم. کسی اگه توضیح بیشتری خواست در خدمتیم.







:))

علاقه مندی ها (Bookmarks)