مرسی گیسوی عزیز
من تقریبا همه کارایی که گفتین و انجام میدم/جز رفتن به مراسم مذهبی که پدرم دوست ندارن من تنها برم ینجورجاها
مشکل بعدیم اینه که خواهرم دو سال پیش ازدواج کرد.خانواده شوهرش هیچوقت هیچکدوم از فامیلاشونو حتی برای بله برون خونه ما نیاوردن
گفتن نمیخوایم خانوادمون بدونه!البته به خواهرم نگفتن.به من میگفتن
روز عروسیم از فامیل ما خواستن تا جدابشینیم تا بقول خودشون همه چی لو نره!من این تحقیرو نمیتونم بپذیرم و اعتماد به نفسم تو بیان مساله مادرم کاملا از بین رفته.با اینکه این مساله رو قبول کردم








علاقه مندی ها (Bookmarks)