سلام آقای بی وفا .خوشحالم که این مشکل براتون پیش اومد!!!!!!!!تعجب نکنید !از این جهت خوشحالم که این مشکل ومطرح کردنش نشون داد شما حواستون به زندگیتون هست .یه جاهایی از شخصیت شما وخانومتون مثل منو نامزدمه.من یه دختر یکی یه دونه که یه کم نازک نارنجی هستم وزود جوش میارم ومثل خانمتون تو بعضی کارام آرووووووم.نامزدم آدم آروم وساده گیر وصبور وتو بعضی کاراش اکشن وفعال .ولی با اینکه در مواقعی که من عصبانیم واون میتونه منو اروم کنهاما بعضی وقتا همین زیاد صبور بودنش حرص منو در میاره .البته خداییش تو محبت کردن کم نمیذاره .بیچاره وقتی بعضی وقتا بهش میتوپم بعد دلم براش میسوزه .ولی بااینکه از همه لحاظ خوبه آخرشسر بعضی مسایل با هم اختلاف داریم .به جان خودم اگه اونم اخلاقش یه کم تند بود عمرا با هم کنار میومدیم .خدا در وتخته رو خوب با هم جفت وجور میکنه.پس! شما فکر نکن مشکلات فقط مال شماست وناراحت نباش چون به مرور حل میشه.یه مثال میزنم تا یه چیزیرو بگم وقتی ادم نامزده دلش میخواد هرروز با نامزدش حرف بزنه وبیرون بره یه مدت که میگذره دلش یه تفریح دیگه میخواد و.... .حالا شما اول ازدواجتونه وخانمت میخواد خیلی عشقولانه باشی 4روز دیگه اینا واسش عادی میشه نه اینکه قطع بشه ولی تا این حد توقع نداره .بعدم من خودمو مثال میزنم .وقتی 19 سالم بود یه چیزایی از زندگی میدیدم وبرام مهم بود تا 23 سالگی .فقط ابراز علاقه و... مهم بود اما تو 23 به بعد یهو دیدگاهم به کلی عوض شد .قبل از دانشگاه رفتنم با بعدش باز کلی دیدگاههای متفاوت داشتم.یه دختر 22ساله میتونه خیلی با تجربه واونجوری که شما میخواهید باشه یا میتونه هنوز تو عواطف دوران بلوغ باشه.بهرحال یه روز به اون بلوغ میرسه.ولی من به شخصه معتقد نیستم آدم جلوی همکاراش حرفهایی رو بزنه که تو خونه جاشه .اتفاقا اینجوری بعضیا که اونجان فکر میکنن آدم داره نمایش میده.به نامزدمم میگم تو مهمونی وجلوی 4تا بزرگتر وجوون مواظب باشیم با هم اونجوری نباشیم که حکم بر بی ادبی ما بشه .اینقدر ادم اوقات تنهایی داره که که ازین حرفها بهم بزنه .شمام با همین استدلالها با خانمت صحبت کن .اگر خانمت منطقی باشه با در 2-3 روز در ماه یا حالا جوری که خودشم راضیه موافقت میکنه که شما ارتباط با دوستاتون داشته باشید چون ازدواج نباید باعث بشه ما از اجتماع دوستان دور بشیم .ولی در کنارش با هم مسافرت برید وبا دوستان متاهلتون رفت وآمد کنید .چه بسا عنوان کردن تجربیات زندگیتون برای هم میتونه کمک کننده باشه.راستی یه جا هم گفتید خانمم بیشتر به مثبتها نگاه میکنه .خب اینکه خوبه بدبین نیست حالا واسه فامیلش که اینجوریه حتما واسه شمام هست .پس با یه دید دیگه به این قضیه نگاه کنید وبه خوبیهاتون در کنار اجرای راه حل ها ادامه بدید تا حالا که موفق بودید حتما بازم موفق میشید شما پشتکار خوبی دارید ومیخوایید دنبال راه حل باشید پس میتونید. شاد وموفق باشید
- - - Updated - - -
سلام آقای بی وفا .خوشحالم که این مشکل براتون پیش اومد!!!!!!!!تعجب نکنید !از این جهت خوشحالم که این مشکل ومطرح کردنش نشون داد شما حواستون به زندگیتون هست .یه جاهایی از شخصیت شما وخانومتون مثل منو نامزدمه.من یه دختر یکی یه دونه که یه کم نازک نارنجی هستم وزود جوش میارم ومثل خانمتون تو بعضی کارام آرووووووم.نامزدم آدم آروم وساده گیر وصبور وتو بعضی کاراش اکشن وفعال .ولی با اینکه در مواقعی که من عصبانیم واون میتونه منو اروم کنهاما بعضی وقتا همین زیاد صبور بودنش حرص منو در میاره .البته خداییش تو محبت کردن کم نمیذاره .بیچاره وقتی بعضی وقتا بهش میتوپم بعد دلم براش میسوزه .ولی بااینکه از همه لحاظ خوبه آخرشسر بعضی مسایل با هم اختلاف داریم .به جان خودم اگه اونم اخلاقش یه کم تند بود عمرا با هم کنار میومدیم .خدا در وتخته رو خوب با هم جفت وجور میکنه.پس! شما فکر نکن مشکلات فقط مال شماست وناراحت نباش چون به مرور حل میشه.یه مثال میزنم تا یه چیزیرو بگم وقتی ادم نامزده دلش میخواد هرروز با نامزدش حرف بزنه وبیرون بره یه مدت که میگذره دلش یه تفریح دیگه میخواد و.... .حالا شما اول ازدواجتونه وخانمت میخواد خیلی عشقولانه باشی 4روز دیگه اینا واسش عادی میشه نه اینکه قطع بشه ولی تا این حد توقع نداره .بعدم من خودمو مثال میزنم .وقتی 19 سالم بود یه چیزایی از زندگی میدیدم وبرام مهم بود تا 23 سالگی .فقط ابراز علاقه و... مهم بود اما تو 23 به بعد یهو دیدگاهم به کلی عوض شد .قبل از دانشگاه رفتنم با بعدش باز کلی دیدگاههای متفاوت داشتم.یه دختر 22ساله میتونه خیلی با تجربه واونجوری که شما میخواهید باشه یا میتونه هنوز تو عواطف دوران بلوغ باشه.بهرحال یه روز به اون بلوغ میرسه.ولی من به شخصه معتقد نیستم آدم جلوی همکاراش حرفهایی رو بزنه که تو خونه جاشه .اتفاقا اینجوری بعضیا که اونجان فکر میکنن آدم داره نمایش میده.به نامزدمم میگم تو مهمونی وجلوی 4تا بزرگتر وجوون مواظب باشیم با هم اونجوری نباشیم که حکم بر بی ادبی ما بشه .اینقدر ادم اوقات تنهایی داره که که ازین حرفها بهم بزنه .شمام با همین استدلالها با خانمت صحبت کن .اگر خانمت منطقی باشه با در 2-3 روز در ماه یا حالا جوری که خودشم راضیه موافقت میکنه که شما ارتباط با دوستاتون داشته باشید چون ازدواج نباید باعث بشه ما از اجتماع دوستان دور بشیم .ولی در کنارش با هم مسافرت برید وبا دوستان متاهلتون رفت وآمد کنید .چه بسا عنوان کردن تجربیات زندگیتون برای هم میتونه کمک کننده باشه.راستی یه جا هم گفتید خانمم بیشتر به مثبتها نگاه میکنه .خب اینکه خوبه بدبین نیست حالا واسه فامیلش که اینجوریه حتما واسه شمام هست .پس با یه دید دیگه به این قضیه نگاه کنید وبه خوبیهاتون در کنار اجرای راه حل ها ادامه بدید تا حالا که موفق بودید حتما بازم موفق میشید شما پشتکار خوبی دارید ومیخوایید دنبال راه حل باشید پس میتونید. شاد وموفق باشید







اما بعضی وقتا همین زیاد صبور بودنش حرص منو در میاره .البته خداییش تو محبت کردن کم نمیذاره .بیچاره وقتی بعضی وقتا بهش میتوپم بعد دلم براش میسوزه .ولی بااینکه از همه لحاظ خوبه آخرشسر بعضی مسایل با هم اختلاف داریم .به جان خودم اگه اونم اخلاقش یه کم تند بود عمرا با هم کنار میومدیم .خدا در وتخته رو خوب با هم جفت وجور میکنه.پس! شما فکر نکن مشکلات فقط مال شماست وناراحت نباش چون به مرور حل میشه.یه مثال میزنم تا یه چیزیرو بگم وقتی ادم نامزده دلش میخواد هرروز با نامزدش حرف بزنه وبیرون بره یه مدت که میگذره دلش یه تفریح دیگه میخواد و.... .حالا شما اول ازدواجتونه وخانمت میخواد خیلی عشقولانه باشی 4روز دیگه اینا واسش عادی میشه نه اینکه قطع بشه ولی تا این حد توقع نداره .بعدم من خودمو مثال میزنم .وقتی 19 سالم بود یه چیزایی از زندگی میدیدم وبرام مهم بود تا 23 سالگی .فقط ابراز علاقه و... مهم بود اما تو 23 به بعد یهو دیدگاهم به کلی عوض شد .قبل از دانشگاه رفتنم با بعدش باز کلی دیدگاههای متفاوت داشتم.یه دختر 22ساله میتونه خیلی با تجربه واونجوری که شما میخواهید باشه یا میتونه هنوز تو عواطف دوران بلوغ باشه.بهرحال یه روز به اون بلوغ میرسه.ولی من به شخصه معتقد نیستم آدم جلوی همکاراش حرفهایی رو بزنه که تو خونه جاشه .اتفاقا اینجوری بعضیا که اونجان فکر میکنن آدم داره نمایش میده.به نامزدمم میگم تو مهمونی وجلوی 4تا بزرگتر وجوون مواظب باشیم با هم اونجوری نباشیم که حکم بر بی ادبی ما بشه .اینقدر ادم اوقات تنهایی داره که که ازین حرفها بهم بزنه .شمام با همین استدلالها با خانمت صحبت کن .اگر خانمت منطقی باشه با در 2-3 روز در ماه یا حالا جوری که خودشم راضیه موافقت میکنه که شما ارتباط با دوستاتون داشته باشید چون ازدواج نباید باعث بشه ما از اجتماع دوستان دور بشیم .ولی در کنارش با هم مسافرت برید وبا دوستان متاهلتون رفت وآمد کنید .چه بسا عنوان کردن تجربیات زندگیتون برای هم میتونه کمک کننده باشه.راستی یه جا هم گفتید خانمم بیشتر به مثبتها نگاه میکنه .خب اینکه خوبه بدبین نیست حالا واسه فامیلش که اینجوریه حتما واسه شمام هست .پس با یه دید دیگه به این قضیه نگاه کنید وبه خوبیهاتون در کنار اجرای راه حل ها ادامه بدید تا حالا که موفق بودید حتما بازم موفق میشید شما پشتکار خوبی دارید ومیخوایید دنبال راه حل باشید پس میتونید. شاد وموفق باشید

علاقه مندی ها (Bookmarks)