واقعا که مادرشوهر بامزه ای داری هرچند که مادر منم دست کمی از مادرشوهرت نداره منتها کم تر و البته انقدر برادرم اعتماد به نفسش بالاس و خودخواهه که شدتش بیشتر میشه
اما در مورد راه حل پیشنهادات "تازه نفس گرفته" خیلی خوب بود اینطوری هم نشون میدی که خیلی حساس نیستی روی رفتاراشون و همین باعث میشه شدتش کمتر بشه و هم اینکه میتونی یواش یواش شوهرتو سمت خودت بکشی
ضمنا خیلی هم نگران محبتای مادرش نباش چون محبت اون مادرانه است و گاهی همین محبتا مردارو واقعا کلافه و خسته می کنه چون مردا اگه میتونستن فقط با محبت مادر کنار بیان که زن نمی گرفتن مردا محبت با عشق رو دوست دارن چون مردا علاوه بر توجه دوست دارن خانومشون ناز کنه و ناز بکشن
اگه کتاب رازهایی درباره مردان دکتر باربارا رو خونده باشی تو یه بخشی در مورد محبت مادرانه زنها حرف میزنه و میگه مردا بعد یه مدت از این محبت فراری میشن و معشوق جایگزین پیدا میکنن
ضمنا در مورد رفتار خود شوهرت بیشتر بگو آیا این حرکات مادرشو دوست داره یا نه؟ اعتراض نمی کنه؟ رفتارش توی خلوت با تو چطوره؟
بهت توجه میکنه ؟ تقاضای محبت بیشتر ازت داره یا نه؟ تو رو با مادرش مقایسه می کنه؟