سلام.
به نظرم چون همیشه شما پیشش بوده اید و همیشه فقط شما رو دیده خیلی به مشا وابسته است.
گمان نمیکنم زمان زیادی از مهدکودک رفتن فرزندتون گذشته باشه. فکر میکنم با گذر زمان کمی بهتر بشه.
ولی من یه چیزی به ذهنم میرسه که به نظرم یه مدت امتحانش کنید ببینید جواب میده یا نه.
این ترس فرزند شم ممکنه از ترس از دست دادن شما باشه.
به نظر من قبل از رفتن به مهدکودک با فرزندتون صحبت کنید. بهش با زبونی که براش قابل درک باشه بگید که تو قراره بری یکمی با بچه های دیگه بازی کنی. مامان هم میذاره و با بچه ها بازی کنی. اما نگران نباش. من برمیگردم. هیچوقت تنهات نمیذارم. مامانی بهت قول میده زود برگرده.
به نظرم یه مدت مثلا شما برید توی دفتر بشینید. نه اینکه برید خونه. مثلا اول فقط نیم ساعت تنهاش بذارید.بعد هر وقت بهونه شما رو گرفت حضور پیدا کنید و بذارید حس کنه که شما هستید و بر میگردید. بعد کم کم زمان این نیم ساعت رو بیشتر کنید.
او هم فکر میکنم در این مدت کم کم به هم سن هاش و به مربیش بیشتر عادت کنه.
البته فکر کنم فرزند شما پسر باشه. درسته؟ پسرا کلا خیلی به مامانشون وابسته اند. دخترها کمتر وابسته میشن. به خاطر همین کار با پسرها سخت تره. و زمان بر تر.
ولی شما سعی کنید در عین نرمش، قاطعیت خودتون رو حفظ کنید. اون حرف زدنه و صحبت کردنه فکر کنم خیلی موثر باشه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)