مرسی ستیلا جان که جواب دادی
راستش روزی که جواب منفی دادم توی صحبتامون چند مورد باهام شوخی کرد که خوشم نیومد
یه حرفی هم زد که من اون لحظه خوشم نیومد ولی الان که فکر میکنم میبینم واقعیت رو گفته و من الکی ناراحت شدم
در واقع ازش حرصم گرفت و بلافاصله ناراحتی خودمو پیش خانواده نشون دادم و برادرم هم چون قبلا ایشونو می شناخت حرفی زد که باعث شد من از جوابم مطمئن بشم
ولی الان که فکر میکنم می بینم داداشم کلا این مدلی هست مثلا گفت که 10 و 12 سال پیش که با هم توی تیم فوتبال بودن آدم بی دست و پایی بوده و اون لحظه حرفی زد که برام جالب نبود
خانوادم دو روز بعد جواب منفی دادن ولی حتی هیچ کدوم نگفتن تجدید نظر کن یا کمی راهنماییم کنن
تا حالا که این قضیه رو برای چند تا از دوستام تعریف کردم گفتن عادیه و مسئله ای نیست که به خاطرش کلا قید طرف بزنی
معیارهای من اولینش اینه که به دلم بشینه
بعد اخلاق و اعتقاداتش که به من نزدیک باشه اصالت و خانواده - مودب و محترم بودن - کاری و آینده نگر - در نهایت خسیس نباشه و چشم بد به خانوما نداشته باشه
هنوز شناخت کاملی ازش کسب نکردم ولی تا جایی که فهمیدم خوب بود فقط چون خانواده ما همه جدی هستن و خیلی توی جمع مراقب رفتارمون هستیم فکر میکردم به من و خانواده من نمیخوره من خودم دختر مستقل، با جذبه و با نفوذی هستم و حس کردم مناسب من نیستن
ایشون هم همین موارد رو مد نظر داشتن ولی توی صحبت با من شوخی می کردن و خودشون اصلا نمی خندیدن و من احساس میکردم دارن به من تیکه میندازن البته گاهی هم از ته دل می خندید که من اون لحظه بدم می اومد ولی الان که فکر میکنم حس خوبی میگیرم
البته در آخر ازش پرسیدم گفت شوخی میکنم که طرف مقابل راحت باشه
ولی من توی جلسات کاملا جدی بودم و گاهی لبخند میزدم درحالی که همیشه اینطور نیستم و البته کمی هم استرس داشتم








علاقه مندی ها (Bookmarks)