نگین جان ممنون که نظر دادی!
خود شما هم از آینده خبر نداری و من باید بگم که من کاملا می فهمم چی می گی دخترا از نظر جسمی ضعیفن و در آینده با این اختلاف سنی واضح تر میشه اما من می تونم مثل ان باشم. چرا؟
چون والدین من اینطورین و من تو این سنم با اونا راحت کنار اومدم و عاشقشونم نیستم!!!چه برسه به30 سالگی!
من می دونم از نظر مذهبی منظورت چیه اون عاشق رقص و آوازه و من مداحی دوست دارم!
ولی منم رقص زنمو خیلی دوست دارم و بنظرت چرا من دوسش دارم چون اون مستقله(فکری) در آینده هم ما با زندگی تا حدی چیزایی از هم خواهیم دید که خوشمون میاد و مثلا من هم رقص یاد می گیرم و اونم ممکنه به دین علاقه مند بشه!
من گفتم که آدم خشکه مقدسی نیستم من خیلی دوست دارم زنم آرایش کنه و به خودش برسه! مثلا مامان من اصلا اهل آرایش بیرون خونه نیست ولی اگه مطبش نبود حقوقش کفاف خرجاشو نمی داد چه برسه به دختری که به آرایش هم علاقه داره!!!
من چرا حوصلشو ندارم چون حوصله ی پیاده روی نداره؟ چون حوصله ی مهمون نداره؟ چون حوصله چی نداره؟
اگه مهمونه این روزا کسی خودش کار نمی کنه! اگه پیاده رویه که من با اون خوشم چه فیلم ببینیم چه باغ بریم چه مسافرت و من آدم بسیار انعطاف پذیری هستم و اینو تو زندگیم ثابت کردم!!! من از خونواده ای که اینقدر بهم گیر می دن خسته نشدم چه برسه به کسی که دوسش دارم!
نظر شما خیلی خوب بود لطفا هر چی به فکرتون می رسه بگید و همینطور از دیگران هم صمیمانه نظر می خوام.
من از ابرو فرصت می خوام با هم حرف بزنیم تا اگه و اگه مشکلی نیست بعد تصمیم بگیریم حتی اگه بصورت دوستی یا هرچیزی باشه!