سلام دوست خوبم.خیلی نگرانت بودم هرروز فکرمیکردم که چیشدوچکارکردی باخودت وزندگیت.عزیزم به دلت بدراه نده.تاهمین جامتوقفش کن همه این فکرهای ناجوروعذاب آوررو.
چرافکرمیکنی که توافسرده ای واحتیاج به دارو داری.بخدامنم 80درصدعلایم افسردگی رودارم. موردبه موردمیتونم واست نام ببرم.این حرفارو بیییییییی خیال.یه بی خیال واقعی وازته دل.اون بهت میگه کتاب نخون خب وقتی نیست بخون هرکسی یه علاقه ای داره.من جرات ندارم یه ترانه یاموزیک گوش بدم چون بدش میاد.برخوردشدید میکنه همین 3روز بیش بودکه بهم گفت تو....میخوری اگه ترانه گوش بدی!!!!چون فکرمیکنه یه چیزیم هست یاهرفکردیگه ای که بیش خودش میکنه.عزیزم حواست به زندگیت باشه نه فقط به شوهرت.اینقدر روی خودش وکارهاش تمرکز نکن اگه میخوای زندگیت به حالت عادی برگرده.همش دست خودته.بهش نگو توی خونه کمکم کن این نتیجه عکس داره.باورکن واسه منم همین بیش اومده اونم نه چندبارهمیشه.گاهی شبها من آشغالهارو میبرم میزارم دم در!!ازتاریکی کوچه هم میترسم!اما چه میشه کرد گاهی اوقات اینجوری میشه اما گاهی هم به غیرتش برمیخوره وخودش میبره.
شادباش وبخند.فیلمهای طنزروتهیه کن وباهم نگاه کنید.گله نکن بهش یه مدت فقط خوبی ومحبت کن وهیچ توقعی نداشته باش ازش تا دوباره توروببینه.هم واسش دست نیافتنی باش که بیشترحریص بشه بیادسمتت.هم بهش محبت کن.مخصوصا شبها. خوشگل کن ولباسهای خوب ببوش وعشوه گری کن.بزارهمه چی دوباره واسه تووشوهرت تازه بشه.اگه یادحرفاش یاکارهاش افتادی فقط نگاهش کن ویه لبخند بدون دلیل بزن بعدروتواونطرف کن یه اخم کن!!!که نبینه.اینجوری به کارخودت میخندی ویه خنده بادلیل دوباره تحویلش میدی. توروخدا حواست به زندگیت باشه.اینقدرهم نگو غمگینم وحوصله ندارموافسرده امو....خواهشا اگه یه اتفاقی هم افتاد زود ناامیدنشو.
عزیزم رابطه ات روباخداصمیمی کن.ازته دل وباگریه وزاری ازش کمک بخواه واسه مشکلاتت.اگه صحیفه سجادیه روداری یه نگاه بهش بکن واسه هرحالت ومشکلت یه دعا داره اونوبخون باگریه به خداالتماس کن تاهم خودت وهم زندگیت رو دوباره بیداکنی.واست همیشه دعامیکنم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)