سلام
امروز به خاطر شکایت کیفری که ازش کرده بودم وقت دادگاه شورای حل اختلاف داشتیم ولی نیومد و فرستاد دادسرا پرونده رو، ابلاغنامه طلاق اون و مهریه من هم اردیبهشت سال دیگه تعیین شده!!!
خیلی کلافه ام از طرفی واقعا به خاطر کارهاش و پیامکهایی که این مدت بهم داد ازش متنفرم از طرفی الان حدود 10 روزه که چند تا پیامکم رو هم جواب نداده که ازش خبری داشته باشم نمی خوام از خانواده اش هم بپرسم
می دونم داشت کارهایی می کرد که بره خارج کشور ! می ترسم بره و من رو تو این وضعیت بذاره با این همه حقی که ازم ضایع کرده! اخه بعضی اقایون چرا اینجورین؟ چی از زندگی می خوان! نجیب نبودم؟دستم تو جیب خودم نبود؟ بساز نبودم؟ خانواده خوبی نداشتم؟ انسان عجب موجود عجیبیه!!!


- - - Updated - - -

زندگیم هم کاملا بهم ریخته! یه پام خونه مامان یه پام خونه خودم یه پام سر کارم! نمی دونم این وضعیت تا کی ادامه پیدا می کنه چه طوری کنار بیام باهاش! اخه اونی که قبل از ازدواج عشق اتشی داشت و اینقدر مظلوم نمایی می کرد و بابام رو تو خواب می دید و حضرت خدیجه رو برای خانوادش مثال میاورد که سن بالاترم رو بپذیرن و ...!!! نمی دونم!