یعنی‌ در حقیقت راه حل دیگه‌ای به ذهنم نرسید، جز اینکه هر کاری که تا الان میکردم و دیگه انجام ندم، تو هیچ زمینه ای.


همسرم خیلی‌ قمار میکنه، تمام حقوق و پس انداز من و خودش رو برمیداره، قمار میکنه، تمامش هم میبازه. باور نمیکنید، هر بار که میشینیم حساب میکنیم، میبینیم مثلا با پولی‌ که در عرض یک هفته باخته، میتونستیم ایران یک آپارتمان بخریم؛ حالا مشکل من این نیست، مشکل اینجاست که وقتی دستش خالی‌ میشه، و میبینه بر فرض الان میتونستیم فلان چیز رو بخریم یا فلان چیز رو داشته باشیم، شروع میکنه به سر کوفت زدن به من. میگه تو اهل کار و پول ساختن نیستی، با تو این زندگی به هیچ جا نمیرسه!!! در صورتی‌ که من تمام وقت کار میکنم، اصلا و ابدا هم اهل ریخت و پاش نیستم، اصلا همه بچه‌ها وقتی‌ میخوان یک دختر خسیس یا حسابگر مثل بزنن، اسم من رو میبرن. درامدم هم خیلی خوبه، تمامش هم میگذارم در اختیار همسرم.


من جداً از این سرکوفت‌های بی‌ دلیل و منطق خسته شدم، باور کنید هیچ وقت بابت اشتباهات مالی و قمار و ریخت و پاش هاش، به هیچ صورت سرزنشش نمیکنم، که بخوام بگم برای مقابله و لجبازی با من، این سرکوفت‌ها رو میزنه بهم. روز و شب مغز من رو با این حرفاش پر میکنه و من نمیدونم دلیلش چیه و باید چکار کنم. دیگه هم سر کار نمیرم، بالاتر از سیاهی هم که انگار رنگی‌ نیست.