منم با این دوستمون موافقم. چون فعلا توی دوران عقدی زیاد همسرت و خانواده اش رو روی این موضوع حساس نکن. سیاست داشته باش. نه بذار همیشه مادرشوهرت بشینه نه همیشه تو. یعنی یه بار که مادرشوهرت جلو نشست دفعه بعد که شرایط جور بود واسه نشستن خودت دیگه با یه تعارف نوک زبونی برو خودت بشین جلو. تا همسرت و خاناوده اش بدونن که تو هم حق داری جلو بشینی. هر کاری میخوای بکنی بعد عروسی. الان واسه این جور چیزا زوده. خدا نکنه خانواده شوهر تو دوران عقد از یه چیزی کینه به دل بگیرن. باور کن یه جایی توی یه مراسمی تا زهرشون رو نریزن ول کنت نمیشن.
راستی اینم برات درس عبرت باشه سعی نکن هر چی که از خانواده شوهرت تو دلته و حستو ازشون دیگه به همسرت نگی هر چقدر هم ازشون ناراحت بشی به همسرت نگو تا همسرت حساس نشه تا زمانی که توی یه موردی حق با تو بود پشتت وایسته و نگه که تو از اول اینطوری بودی و به اونا بدبین.
این مشکل و خیلی از مشکلات دیگه خیلی راحت با یکم سیاست و بدون گفتن حس درونیمون به شوهر حل میشه البته اگه بتونیم خودمون رو نگه داریم و حس قبلیمون رو به زبون نیاریم. خوبه گاهی خودمون رو بزنیم به اون راه و خنگ نشون بدیم و وقتی شوهر هم گفت چرا فلان کارو نکردی برای اینکه جر و بحثی پیش نیاد بگم اوا باید اون کارو میکردم؟؟ اصلا حواسم نبود. یعنی فلانی ناراحت شد؟؟؟ فکر نمیکنم. من که منظوری نداشتم.باور کنید خیلی جاها جواب میده.
اینا تجربیات ماست خوبه اول زندگی یاد بگیری.








باور کنید خیلی جاها جواب میده.

علاقه مندی ها (Bookmarks)