مرسی از شما kamr
مامانم میدونه یعنی راستشو بخواین من خیلی وقته به دختر داییم علاقه دارم ولی چون سنمون کمه اصلا تصمیم نداشتم تا وقتی درسم تموم بشه بهش بگم ولی چند وقت پیش مامانم یهو اومد بهم گفت نظرت راجبه دختر داییت چیه؟ برق از سرم پرید اصلا هنگ کردم هیچی دیگه اینقد هول شدم بعد از خجالت گفتم هنوز زوده بچه هستیم بعد مامانم گفت اخه میترسم براش خواستگار بیاد.!! منم از اون روز تمام فکرم شد همین موضوع بعد یه روز که کسی خونمون نبود به مامانم گفتم خودم به دختر داییم بگم؟گفتش من خودم میخواستم با زن داییت صحبت کنم که گفتی هنوز بچه ای ... من خجل شدمو دیگه چیزی نگفتم تصمیم گرفتم به دختر داییم هم چیزی نگم توکل کنم بر خدا
ولی نتونستم تحمل کنمو دلمو زدم به دریا با دختر داییم حرف زدم ولی هنو به مامانم نگفتم جواب "فعلا نه" بهم داده :(
دوست دارم اول بله رو از خودش بگیرم بعد رسمی اقدام کنم راستی با خودم فکر میکنم دختر داییم نیاز به زمان داره احتمالا اون هم تا به حال به ازدواجو خواستگارو اینا تا حالا فکر نکرده
میخواستم بگم چه کار هایی انجام بدم تا نظرش رو جلب کنم؟ هدیه دادن نتیجه میده؟







گفتش من خودم میخواستم با زن داییت صحبت کنم که گفتی هنوز بچه ای ... من خجل شدمو دیگه چیزی نگفتم تصمیم گرفتم به دختر داییم هم چیزی نگم توکل کنم بر خدا
ولی نتونستم تحمل کنمو دلمو زدم به دریا با دختر داییم حرف زدم ولی هنو به مامانم نگفتم جواب "فعلا نه" بهم داده :(

علاقه مندی ها (Bookmarks)