سلام ممنون که نظر دادید بله اشنای خانوادگی هستد وتا حدودی در جریان کارها هستم
در مورد ایکنه گفتین اگه تا حالا دوستش داشتید میتونستی خیلی پشیرفت کنی من خلیی دوستش داشتم ودارم وتا الانهم به هرجایی رسیدم به خاطر ایشون بوده
من از همون اول از لحاظ سطح خانوادگی و مالی وخیلی چیزها خیلی پایین تر از ایشون بودم
ایشون خیلی خواستگار داشتند هر بار که یکی می امد خواستگاری شون تمام فکر وذهنم مشغول ایشون میشد
ایشون دارای تحصیلات عالیه هستند چون از من یکم بزرگتره چند سال زودتر وارد دانشگاه شده بود
من اون موقع چند سال همه زورم رو زدم که تو یک دانشگاه خیلی خوب ومعتبر قبول بشم چون با طرز فکر او ن سن فکر میکردم تنها راه رسیدن به ایشون اینه که توی یک دانشگاه خیلی بزرگ با یک رتبه عالی قبول بشم چند باری توی کنکور قبول شدم ولی نرفتم چون همش دانشگاههای متوسط بود واون موقع فکر میکردم اگه یک داشگاه خوب بت رتبه عالی قبول نشم اصلا ایشون منو قبول نمیکنه بعد گفتم بذار اول برم دنبال کار وپول نسبت به چند سال قبل الان وضعیتم خیلی بهتره ولی نسبت به ایشون خیلی پایین تر هستم مثلا ایشون درامد یکساله من رو توی کمتر از یکماه بدست می یارند برای همین من هرچقدرهم که جلو میرم بازهم ازش عقب ترم پیشرفتم بد نبود البته ایده ال هم نبود البته اگه یک حمایت خانوداگی داشتم شاید یکم وضعیتم بهتر بود چون قشنگ دیدم پدر ومادر ایشون از همون بچگی مثل کوه پشت بچه هاشون بودند خدا رو شکر همه بچه هاشون هم الان زندگی خوبی دارند ولی پدر ومادر من خیلی این طوری نبودند من حتی راحت نمیوتنم با پدر ومادرم حرف بزنم خیلی برام غریبه اند البته خودم هم توی زندگی ام اشتباه زیاد داشتم ما جو خونوادگی ارومی نداریم توی خونه همیشه جنگ ودعوا توی این شرایط استرس زا بعضی وقت ها تصمیم های غلطی هم میگرفتم اصلا مثل بقیه دخترا نیست خیلی خانومه کل فامیل اینو میگن تنها حرف من نیست خیلی شخصیت بالایی داره
خیلی بهم ارامش میده وقتی فقط بهش نگاه میکنم ارامشی بهم میده که هیچ وقت تو زندگی ام نداشتم دوست دارم حتی الان جونمو بدم ولی بهترین زندگی نصیب اون بشه الان بزرگترین حسرتی که دارم اگه حرفمو قبلا بهش زده بودم حتی اگه جواب منفی هم بهم میداد (احتمالش بیشتر بود) حداقلش این بود که الان حسرت اینو نمیخوردم که چرا حرفمو بهش نزدم الانم توی این وضعیت گفتن این حرف بهش شاید زیاد منطقی نباشه چون فکر میکنم توی این وضعیت ایشون یه جور اشقتگی ذهنی براش درست میکنه وضررش براش بیشتره اصلا حاضر نیستم یک لحظه هم ناراحتیشو ببنیم
از این ورم خودم بهم ریختم تو این چند روز اصلا حالم سرجاش نیست اینقدر گند زدم توی کارم که همین تنها منبع درامد مم رو هم کم مونده از دست بدم
وقتی میگید اروم باش چه جور اروم باشم وقتی همه زندگی ام رو دارم از دست میدم دیگه نمیدونم باید چیکار کنم فقط نیاز به یک فرصت دو یا سه ساله داشتم که وضعیتمو بهتر کنم واقعا الان توی بن بستم حالم اصلا خوب نیست








علاقه مندی ها (Bookmarks)