آقا نیما سلام
احساسی که ازش حرف میزنی یک احساس زنانه هستش که توی یک دختر توی دهات دور افتاده در استان فارس همون قدر فعاله که توی یک دختر تهرانیه ساکن سعادت آباد.تا کی میخواید مردونگی رو توی غیرت داشتن روی زن و قدرت برای انجام هر کاری که دلتون بخواد بدونید؟
انصافت کجاست مسلمون؟
اگه زنت همچین رابطه ای میداشت به نظرت لیاقت همسری تو رو نداشت یا حتی به راحتی میتونستی طلاقش بدی اما این موجود ظریف و حساس اینجا به خاطر احساس لطیفش داره محاکمه میشه و شما جونور بهش میگید.عجب عدالتی داری مرد...
اون بازیچه برات مقدسه هنوزم نه؟زندگیت چی؟خونوادت چی؟اونقدر واست تقدس داره که قداست عشق نوجوونیتو بشکونی؟؟؟؟؟
اول خودتو اصلاح کن.باور کن اشکال توی خودته.
اگه اینقدر عشقت برات مهم بود چرا نرفتی دنبالش؟
ایرادی داشت؟اگه آره اون ایرادو به همسرت بگو و بهش گوشزد کن که اون ایرادو نداره و برات کاملترین زن دنیاست.
اگه عشقت ایرادی نداشت پس رفته با کس دیگه ای ازدواج کرده همچین کسی لیاقت این همه قداستی که تو واسش قائل شدی رو نداره.
اگر نه هم که در اثر مخالفت اطرافیان بی خیالش شدی که اونهم نشون از بی ثباتی تو داره.
پس مشکلو با خودت حل کن.