مرسی بچه ها. مرسی. نمی دونین چه حس خوبی دارم از نوشته هاتون. از حضورتون. آقای خاله قزی ؟! نمی دونستم تاپیک هامو می خونی.
نظراتتون برام جالب بود. و روندی رو که طی کرده.
میشل جان. ممنونم از نکته سنجی و تذکر درستت، کاش بیشتر می تونستم باهات حرف بزنم. تو دنیای واقعی تصور آدم هایی شبیه تو رویایی به نظر میرسه.
شیدای عزیزم تو تحلیل گر فوق العاده ای هستی و علاوه بر مهربونیت، ذهن و منطق بسیار قوی و منظمی داری.
جمع بندی نظر هر دوی شما نوک پیکانش به سمت منه. عشق و اعتمادی که من باید به وجود بیارم.
یه کم تلقین و فکر مثبت و نیمه پر لیوان و سکوت و تغافل(نشنیدن بعضی حرفهای بد کم اهمیت) و برنامه ریزی و یادداشت برداری و دقت به زندگیم اضافه کردم! ولی فقط یه کم.
کنترل ذهنم رو به سختی می تونم نگه دارم. مثلا نمی خوام قبول کنم که باید قرص های افسردگیم رو یه دوره کامل بخورم تا کمک کنه بهتر بشم.
یه کم به ارتباط بیشتر با خودم احتیاج دارم... داریم میریم شهرستان. این همیشه یعنی زلزله. اینبار اگه اوضاع بهتر بود یعنی من بهتر شدم، تواناتر شدم.
دوستان عزیزم ممنونم. من هیچ وقت محبت هاتون رو جبران نکردم اما شما همیشه به من لطف داشتین.![]()











علاقه مندی ها (Bookmarks)