تماس عزیز، من هم اومدم اینجا که مشکلم حل بشه. مشکلم هم انتخاب یکی از این دو نفر نیست. خودم میدونم که با پسرعموم ازدواج نمیکنم و به فکر ازدواج با اون هم نیستم. موضوع تاپیک رو هم اگر نگاه کنید میبینید که نوشتم میخوام نامزدم رو دوست داشته باشم تا به آرامش برسم. مشکلم هم گفتم اینه که فکر اون میاد هر چند وقت یک بار و میخوام که نیاد و از فکر و قلبم بیرونش کنم تا کنار دوستم به آرامش برسم.
اینکه میگید اون میخواد دلم رو بدست بیاره فکر نمیکنم اینطور باشه، ولی اینکه بعدا به روم خواهد آورد بله احتمالا همین میشه و به این هم خیلی فکر میکنم.
ممنونم از توجهتون


- - - Updated - - -

نقل قول نوشته اصلی توسط mehrnegar نمایش پست ها
عزیزم چرا فکر میکنی زندگی با مردی که اهل مهمونیهای جورواجور و وقت گذرونی با دخترهای مختلف هست آسونه.آیا در خودت میبینی که چنین مردی رو تحمل کنی؟
من نمیگم و حرفم این نیست که برو با اون آقایی که 6 سال باهاش در ارتباط بودی اما رفتن با پسرعموتم به صلاحت نیست.این همه تاپیک توی این سایت هست که خانمها از مردایی شاکی هستن که رابطه با خانومها دارن .دوست نداری که خدایی نکرده تاپیک های بعدی شما هم اینا باشه.گلم یک خورده منطقی تر تصمیم بگیر.تازشم تو نمیدونی که پسرعموت میاد خواستگاریت یا نه.میخوای همیشه با این خیال ذهنی تموم موقعیت هاتو رد کنی؟
دوست عزیز نه باور کنید من نمیخوام با اون زندگی کنم، میدونم هم آسون نیست. من فقط میخوام دیگه از ذهنم بیرونش کنم. برای همین هم اینجا تاپیک زدم تا کمکم کنید دیگه فکری نکنم و دوستم رو دوست داشته باشم.