سلام.
اول اینکه تصور خیانت رو از سرتون بیرون کنید. فعلا چیزای مهمتری برای فکر کردن وجود داره. اون شبی که خانمتون ساعت یازده اومدن خونه شما قبلش باهاشون تماس گرفته بودید؟ می دونستین که دیر میرسن؟ دلیلشون منطقی بود؟! می تونستین بجای اعتراض با لحن بهتری ازشون خواهش کنین که دیگه اینکارو تکرار نکنن چون نگرانشون میشین.
در مورد پوشش همسرتون مگه بعد از ازدواج تغییر کرده. شما ایشون رو همینطوری دیدید و پسندید. که البته اینو هم میشه تغییر داد اما فعلا در اولویت نیست.
تا حالا شده بدون واسطه و حضور دیگران با خانمتون صحبت کنید و از احساساتتون براشون بگید؟ گفتین میگن به خاطر مهریه میخواین برگردن. از زبون خودتون شنیدن که این طور نیست؟!
---
آقای mahdyar این آقا در مورد همسرشون (زنی که اونقدر عاشقش بودن که باهاش ازدواج کردن) صحبت می کنن نه در مورد دشمن خونیشون. طوری تشویقشون می کنید به انتقام و مبارزه که انگار با هم پدر کشتگی دارن. نمی دونم چه انفاقات ناخوشایندی توی زندگیتون افتاده اما اگه میخواید کسی رو راهنمایی کنید اول به اعصابتون مسلط بشید. ایشون اومدن اینجا تا برای نجات زندگیشون مشاوره بگیرن نه اینکه یاد بگیرن چطور همسرشون رو بیشتر زجر بدن.
ــــ








علاقه مندی ها (Bookmarks)