مهربان عزیزم دوستان جواب های خیلی خوبی دادن مخصوصا شیدای عزیزم فقط اومدم بهت بگم که اینجور مسائل تو همه خونواده ها هستش ولی باید بگم مشکل با مادر شوهر بهترین نوع مشکل هست یعنی اگه دقت کنی و شما خودت هم تجربه اشو داشتی در مقابل مشکلات دیگه اصلا مشکل نیست و تو میتونی با مدیریت خودت اونو به یه فرصت تبدیلش کنی اینکه شوهرت در مقابل مادرش احساس مسولیت میکنه عزیزم خیلی عالیه بهش افتخار کن و تشویقش کن چون فرد مسئول در مقابل همسر و بچه هاش هم مسئول خواهد بود شک نکن تو هم اونو در این کار همراهیش کن سعی کن مادر شوهرتو به خودت جذبش کنی به بچه های دیگه اش اصلا فکر نکن . فکر کن اصلا به غیر از شما کس دیگه ای رو نداره اونوقت چی کار میکردی ؟ خودتو جای اون بذار بالاخره تو هم بعد سی چهل سال به سن اون میرسی اونوقت ببین چقدر سخته تنهایی . البته ادم تا عملا تجربه اش نکنه نمیتونه بفهمه . البته درسته پیرا اخلاقشون خوب نیست ایراد گیرن بهانه گیرن غر میزنن ولی عزیزم محبت سنگو اب میکنه اینو باور کن .درسته اینکار سخته باید برنامه هاتون تغییر بدید درس و مدرسه بچه اتو باید در نظربگیری شاید بهتر باشه یه تخت مهمان بگیری یا یه اتاقی رو برای مادر شوهرت در نظر بگیری میدونی برای اون شاید سخته رو زمین خوابیدن شاید کمر درد داشته باشه یا بخواهد نزدیک دستشویی باشه یا غذای خاصی رو نتونه بخوره و خیلی چیزای دیگه که شاید روش نشه به شما بگه در کل میخوام بدونی که خیلی از کارا رو از لجش یا بد جنسیش نمی کنه بلکه اقتضای سنش اینه و شما باید تحمل کنین . اینکارو به شکرانه اینکه شوهرت کارهای بدشو ترک کرده و اعتیادشو کنار گذاشته و یه شوهر خوب و یه پدر نمونه شده و البته یه پسر مهربون شده بکن و اونو به خودت جذبش کن تا دیگه سراغ اینکارا نره . ببین مادش چه کارایی کرده اینقدر دوستش داره و در قبالش احساس مسئولیت میکنه . کلا به جای مخالفت سعی کن رگ خوابشو پیدا کنی








علاقه مندی ها (Bookmarks)