به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 18

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 19 دی 92 [ 19:38]
    تاریخ عضویت
    1392-9-28
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    87
    سطح
    1
    Points: 87, Level: 1
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered
    تشکرها
    8

    تشکرشده 9 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط میـشل نمایش پست ها
    سلام



    منظورم این بود که لازمه عنوانی برای تاپیکتون انتخاب کنید که گویای مشکلتون باشه. اعضا نباید تو تاپیک هایی که عنوان های مبهم دارن (مثل کمکم کنید یا غیره) پست بزارن.

    شما میتونید در پست بعدیتون یه عنوان مناسب بنویسید، و از مدیران بخواید که عنوان رو عوض کنن.

    سلام واقیعتش فعلا عنوان دیگه ای به ذهنم نمیرسه موضوع هم تقریبا داره تموم میشه

    باز اگه نیاز بود خودشون تغییر میدهند ممنون




    نقل قول نوشته اصلی توسط خانوم مجرد نمایش پست ها
    سلام
    روز بخیر
    اینکه شما اون خانوم رو در این حد دوست داشتید و یه جورایی میپرستیدید در صداقت شما شکی نیست اما از گفته هاتون برمیاد که تنها بودین حتی تو خانواده ... یه جورایی وابسته روحی و عاطفی به اون خانوم بودین
    درست نیست که خودتون رو ندید بگیرید و فقط هی به فکر خوشبختی اون باشید
    شما جوونید و کلی توانایی دارید همین که بی حمایت کسی، خودتون پیشرفت کردین، پس باید به پیشرفت و تعالی خودتون چه مادی چه شخصیتی ادامه بدین... مخالف این هستم که اون ادم تو ذهن شما باقی بمونه اما به هر حال از این به بعد جوری باشید و جوری زندگی کنید و ظاهر بشید که احترامی (علاقه هم که اگه بوده من بعد احتمالا نخواهد بود) که براتون قائل بود چندین برابر بشه
    اینم بگم من کاملا اوضاعتون درک میکنم
    اعتماد بنفستون رو حفظ کنید و سعی کنید کسی رو پیدا کنید که از نظر شخصیتی بپسندیدنش
    یعنی دنبال خوشبختی خودتون باشید کسی رو پیدا کنید که تا اخر عمر حس نکنید از بالا بهتون نگاه میکنه یا اطرافیان اینطور فکر کنند.. اگر هم کسی رو میخواین به خاطر دل خودتون باشه و با بدست اوردنش خودتون خوشبخت بشید نه اینکه همه هم و غم زندگیتون بشه خوشبختی یه نفر دیگه... تازه ممکن بود محبتهای شما رو نبینه و سرخورده بشید!!!
    نکته مهم اینکه : همه ادمها وجوهی دارن که هیچ کس یا خیلیا ازش بیخبرن... اون خانوم هم انسانه و فرشته نیست
    سعی کنید سرخورده نشید از این موضوع

    ببینید برادر عزیز به هر حال شما بهش نگفتید... حالا غصه خوردن چیزی رو حل نمیکنه
    زندگی بازی زیاد داره ... هیچ کس از اینده خبر نداره
    به خدا یه اقایی نوشته بود داستان گذشته اش مثل شما بود... بعد چندسال که زن و بچه داشت به گوشش رسیده بود که اون خانوم زندگیش موفق نبوده و مقصر هم بوده... منظورم این نیست که خانوم داستان شمام اینطوری میشه... میگم یعنی ادمیزاده ... فکر نکن دیگه هیچ دختری مثل اون نیست یا اگه باشه برای تو نیست!!!!
    خدا خودش بنده پروری بلده ... خوب باش... تا حالا هم بودی همین محجوب بودنت در برابر اون خانوم...
    خدا جواب تلاش و متانت تو رو میده
    ببخشید قصدم کمک به شما بود چون خودم تجربه شو دارم و دوست ندارم کسی زندگیشو به پای کسی ببازه!!!!!!!!!!
    نه واقعا از شخصیتشو ن خیلی خوشم می امد قبلا هم عرض کردم ما روابط خیلی صمیمی نداشتیم ولی من از متانت ایشون خیلی خوشم می امد
    یک جورایی برام خاص بودند هنوز هم واقعا دوستش دارم وارزوی خوشبختیشو میکنم چطور میشه ادم یکی رو دوست داشته باشه وارزوی خوشبختیشو نکنه به هر حال اتفاقی بود که افتاد واقعا هم شرایط طوری بود که بعد از فهمیدن موضوع دیگه نمیشد چیزی بهشون گفت
    درسته که گفتم از حدود 17 -18 سالگی به ایشون علاقه مند شدم ولی او موقع هم فقط بر اساس احساسات تصمیم نگرفتم یک مدت سعی کردم تمامی اخلاق ورفتار ایشون رو تحت نظر داتشم وبعد از اون به این نتیجه رسیدم که واقعا دختر خوبی هست وروز به روز این موضع داره بیشتر بهم ثابت میشه
    واقعا برای خودم خیلی خوشحالم که توی اون سن کم تونستم همچین انتخابی داشته باشم درسته بهش نرسیدم ولی انتخابم عالی بود
    سعی کردم توی زندگی ام تا جایی که میتونستم بر اسا س منطق حرکت کنم
    نگفتن علاقه من هم به ایشون هم فقط بر اسا س این بود که خوب اون موقع مخصوصا از نظر مالی قدرت مدیریت یک خانواده رو نداشتم
    چون نظر من ایه که ادم باید تا جایی که می تونه تعهد داشته باشه همین طوری بدون فراهم کردن پیش نیاز ها جلو رفتن شاید زیاد درست نبود البته باید میگفتم ولی ازشون فرصت میخواستم حالا یا قبول میکرد یا قبول نمیکرد ولی خوب ای کاش بهش میرسدیم حالا هر چی بود گذشت شاید مصلحتی تو کار بوده
    البته من هم طبق برنامه ریزی که کرده بودم زندگی ام رو ادامه میدم
    به امید اینکه همه به اونی که دوستش دارن برسن
    ممنون از همه دوستانی که نظر دادند
    ویرایش توسط h724h : پنجشنبه 19 دی 92 در ساعت 19:34

  2. کاربر روبرو از پست مفید h724h تشکرکرده است .

    dosteman (جمعه 27 دی 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دارم از تنهایی دیوانه میشم.دلم زن میخواد
    توسط میشکا در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: پنجشنبه 24 دی 94, 19:12
  2. مادرم دیوانه ام کرده
    توسط دخترافتاب در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: جمعه 25 مهر 93, 15:42
  3. عشق و عاشقی در حیوانات
    توسط meinoush در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه 15 خرداد 93, 21:38
  4. درمورد نفرت نامزدم ازحیوانات چیکارکنم؟
    توسط هرمینا در انجمن متارکه و طلاق
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: یکشنبه 22 خرداد 90, 09:43
  5. دردلهایی که دیوانه ام کردند
    توسط artimis در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: شنبه 26 بهمن 87, 10:06

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:51 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.