من نظر اولی که برات دادم رو با خوندن دست و پا زدنهات و بی تاثیر بودنش عوض کردم! موضوع خیلی خیلی مشکوکه. به نظر من دیگه خیلی داری کوتاه می یای.
توی اینجور مواقع من فقط یک فکری به ذهنم میرسه اونهم اینه که یکی از دیگری خیلی پایین تره و در حد هم نبودند که ازدواج کردند.
التماس برای نگهداشتن زندگی هم حدی داره. این یک وسیله یا هدفی نیست که یکطرفه بخاطرش تلاش کنی تا بدست بیاری. همه چی دوطرفه است.
یک وکیل درست و حسابی بگیر. طلاقش نده و بهش اجازه نده حالا که تو میخوای زندگی کنی و اون نمیخواد براحتی بتونه هم پولت رو بگیره و هم اینجور پرتت کنه بیرون.
در ضمن لطفا نگو که تو هم بد کردی و چه میدونم تحت تاثیر فلانی بودی و باید بهتر برخورد میکردی.... هیچکدوم از اینها دلیلی برای طلاق نمیشه وفتیکه خودت
بارها و بارها بهش گفتی از کارهات پشیمونی. اینها فقط میتونه بهانه های خوبی برای این رفتارش باشه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)