
نوشته اصلی توسط
Elena1994
درسته ، در این شک نیست ، اجازه بدید یکمی روشن تر حرفای دلم رو بگم:
این رابطه فقط دوستی معمولی بود که همکلاسی بودیم ... و قراره دوباره بیاد آموزشگاه ما و کلاسش دقیقا بعد از کلاس ماست ، من رفتارم عادیه نه طوری که ضعف نشون بدم غش کنم و نه طوریه که بخوام توهینی کنم رفتارم سرد و عادیه ...
من در اشتباه بودن این رابطه شکی ندارم و قبول کردم اشتباه کردم و برای من تموم شده است ، اما نتایجی که گرفتم آزار دهنده بود و باعث شد من این تاپیک رو بزنم ..
نیاز ما دخترا نیاز عاطفیه و من وقتی میگم ممکنه تنها بمونم به این خاطره که میترسم هیچ مردی پیدا نشه که بتونه یه خانوم رو کامل درک کنه و تنها وابستگی که مرد به زن داره نیاز جنسی هست ، بارها شده آقایون میگن ما با دوستای همجنس خودمونم خوشیم چرا نیاز عاطفی رو از زن دریافت کنیم... ، یعنی ما باید معامله کنیم؟ نیاز جنسی در برابر نیاز عاطفی خب این یکمی فکر ادم رو ازار میده
همین آقایی که احساسات منو مسخره میکرد ، میل شدید جنسی داشتند و هنوزم دارند و احساس میکنم به این خاطر منو تحقیر کرد که من پا به پاش راه نیومدم و جلوش گارد گرفتم که در مورد این مسائل حریم حفظ کنه اما اون تنها موضوعی که خوشش میومد همین چیزا بود ، و من از این بابت ناراحت بودم که ایشون به من رک و غیر مستقیم فهموند که در صورتی نیاز عاطفی برطرف میشه که نیاز ایشون برطرف بشه و من از این بابت ناراحت بودم ...
و قبول کردم که اشتباه کردم و خوشحالم به خاطر یه مدت کوتاه وابستگی ارزش تن و روحم رو پایین نیاوردم ..
مشکل دیگه من در واقع همینه من میترسم همه مردا اینطوری باشن ، والا من داداشم رو دیدم ، پسر دایی ها پسر عمو هام رو دیدم اقایونی که اینجا پست میزارن رو دیدم و به این نتیجه رسیدم تقریبا آقایون اصلا و ابدا نمیتونن درک کنن احساسات خانم ها چگونه است و چه انتظاراتی دارند ولی در مقابل انتظارات خودشون بایستی در اولیت باشه و یا حتی از نون شب براشون واجب تره ، وقتی خانومی از شوهرش دلگیره و انتظاراتش برآورده نشده چطور میتونه تن به خواستش بده ، این یکمی ننفرت انگیز و خودخواهانه به نظر میرسه.
البته شاید فقط من اینطوری فکر میکنم... میشه جواب این حرف ها رو بدید..
علاقه مندی ها (Bookmarks)