ممنون دوست عزیز
باخاش حرف زدم و اون گفت خیانت نکرده حتی هنوزم که هنوزه گاهی خیلی تاکید میکنه که من هر کاری بکنم خیانت نمیکنم
اما منکه میدونم کرده
خیلی عذاب میکشم از طرفی هم میخام به روم نیارم تا رفتار خوبی بتونم نشون بدم که یکوقت دوباره نره به سمتش
هیچ حرفی رو نمیتونم ازش قبول کنم.برام شده نماد دروغگویی
خودش اینطور خاست.چون هر دفعه که خطا کرد و دروغ گفت دید زیاد طولی نکشید که خدا دروغش رو آشکار کرد
زندگی بدون اعتماد خیلی سخته
وقتی فکرشو میکنم با یکی دیگه حتی حرف زده حالم ازش بهم میخوره
یک موضوع دیگه هم اینکه اینقدر مشکلات اقتصادب بهمون فشار آورده که من دیگه تحملم داره تموم میشه.اونم شدیدا بداخلاق شده و مدام نق میزنه
همش میگم چرا من همچین انتخابی کردم با وجود مواردی که از همه نظر بهتر بودن
اما خب خودم خاستم چون اون زمان خیلی دوسش داشتم و اونم انصافا خیلی خوب بود