به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 16

Threaded View

  1. #9
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 26 مهر 93 [ 01:26]
    تاریخ عضویت
    1392-11-11
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    33
    سطح
    1
    Points: 33, Level: 1
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    تشکرها
    4
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط ayda86 نمایش پست ها
    سلام

    اقای سامان یه مسئله ای تو حرفاتون نظرمو جلب کرد. شما میگین که دوستیتون با این خانم یه دوستی اجتماعیه و هیچ تعهدی بینتون نیست . از اولم قرارتون همین بوده.

    جای دیگه ای گفتین که ایشون خودش مایل به رابطه با من هست و به شدت به من علاقه داره.

    قسمت اول دیدگاه شماس در مورد این ارتباط و قسمت دوم نشون میده ایشون دیدگاهش با شما یکی نیست و وابسته شده . ما در جریان ارتباط یک سال و نیمه ی شما نیستیم و قضاوتی هم نمی کنیم کی باعث وابستگی کی شده . مهم اینه که کات کردن واسش سخته و این یعنی وابستگی . پس به اسم اینکه ما فقط دوستیم ، از اول قرارمون همین بوده و اون خانم از قصد ازدواج من خبر نداره ، اجازه ندین این دوستی کشش بیاد . اگه اون متوجه نیست داره چی کار میکنه ،شما هوشیارانه پیش برید و زو دتر تکلیفو معلوم کنین.


    در مورد تفاوت فرهنگیتون، به نظرم شما اول بشینین با خودتون فکر کنین (بدون در نظر گرفتن این خانم و شرایطش) که میزان رفت و امدتون با خونواده ی همسر ایندتون میخواید در چه حد باشه? با اقوام درجه یک همسرتون چی? خونوادهی خانم چه ویژگی هایی واستون مهمه که داشته باشن ?( اخلاقی ، معنوی ،مادی ، تحصیلی ) با خودتون روراست باشین . مثلا من یه خواستگار داشتم که از شرطای اصلیشون این بود که گفتن میخوام با پدرومادر همسرم ارتباط صمیمانه داشته باشم. و این پنجاه درصد قضیه ازدواج شونه . گرچه که از نظر من خیلی منطقی نبود ، احترام با صمیمیت فرق داره ولی اخب ایشون نظرش این بود . شمام تایین کنین اولو یتاتونو. بعضیاش مثل سطح مالی و تحصیلی از اولم پیداست ولی اخلاقو ادبو فرهنگ فقط با رفت و امد دو تا خونواده میشه فهمید . فکر میکنم از همین رفت و امدای قبل ازدواج و نوع برخورد پدرو مادرا و سایر اعضای خونواده میتونین حدس بزنین در اینده ارتباطشون در چه حد خواهد بود.

    و اینکه نظر دیگران تا چه حد میتونه بعدنا رو زندگیتون اثر بزاره . به امروزتون نگاه کنین . ببینین تا امروز نظر دیگران چقدر واستون مهم بوده ، کجاها نظر " مردم " باعث شده علارغم میل باطنیتون کاریو (هرچند کوچیک ) انجام بدین یا انجام ندین . اگه واستون خیلی مهمه ، فردا توی زندگیتون مهمتر و پر رنگ ترم میشه .

    موفق باشید
    سلام و ممنون از وقتی که برای پاسخ دادن گذاشتین.
    همونطور که به درستی شما توی حرفاتون گفتین علاقه ایشون به من از علاقه من به ایشون فکر میکنم بیشتر باشه. ولی نکته ای که اشتباه فکر میکنم بیان کرده باشم یا اشتباه متوجه شده باشید اینه که دیدگاه ما هردو یکسانه. منظورم از دیدگاه اینه که چون به روشنی از ابتدا بیان شده که این رابطه قرار نیست لزوما به جایی ختم بشه مشکلاتی که شما ازش یاد میکنین حداقل به شکل خیلی حاد وجود نداره.
    البته من نگرانی شما رو درک میکنم و کاملا متوجه حرفتون هستم. و از اون دسته پسرهایی هم نیستم که احساس یک دختر رو متوجه نشم و نفهمم که هرچند از جانب طرفین ممکنه عدم تعهد داده بشه ولی دختر طبق ذات درونی خودش ناخودآگاه وابتگی و خیالپردازی های خودشو داره. شاید براتون جالب باشه که بگم براتون که در این مدت چه به شکل غیر مستقیم و چه مستقیم بارها سعی در فهموندن این موضوع و یاداوری این مسئله بهش به عناوین مختلف کردم و تمام تلاشمو در این باره انجام دادم. نمیخوام از خودم رفع مسئولیت کنم و بگم چون اینکارها رو انجام دادم دینی به گردنم نیست. نه برعکس خودمو بیشتر از همه مسئول میدونم و معتقدم همونطور که شما میگین حتی اگه اون متوجه نباشه وظیفه منه که نذارم بیشتر وابسته بشه. اما در شرایطی که اولا ایشون قصد ازدواج نداره و هیچ گزینه ای از طرف خونوادشون با ایشون در میون گذاشته نمیشه و من حس این رو ندارم که مانع بررسی گزینه های دیگر ایشون هستم و همینطور به خاطر اینکه ایشون خودش حتی بیشتر از من به دلایل حتی درسی غیره مایل به در ارتباط بودن با منه من دلیل روشنی برای قطع رابطم نمیبینم. در ضمن این نکته هم شاید باعث آسودگی خاطر دوستان بشه که روابط ما بسیار محدود و صرفا حداقل از جانب من در جهت شناخت ایشونه و نمیدونم قرار گذاشتن یا بیرون رفتن یا هزاران موارد متاسفانه شایع بین دختر پسرهای امروزی در رابطه ما دیده نمیشه.
    ولی نکته اصلی برای من این هست که من نمیخوام به این موضوع بپردازم.دقدقه من الان بیشتر تصمیم گیری برای آینده این قضیه و قدم برداشتن یا برنداشتن جهت ازدواج با این خانومه. و فکر هم میکنم اگر این مسئله حل بشه خودبه خود مشکل بالا هم حل میشه. اگر من به هر دلیلی به نتیجه برسم که قصد ازدواج با این خانوم رو ندارم مطمعن بدونین رابطه من سریعا قطع میشه. پس خواهشم از شما و سایر دوستان خیلی عزیز که لطف میکنن و وقتشون رو برای راهنمایی من میذارن اینه که لطف کنن بیشتر به مسئله اصلی مد نظر من بپردازن. یک دنیا ممون.
    بخشی که در مورد میزان رفت و آمد فرمودین رو هم تو جواب شیدا جان که لطف کردن و نظر دادن در زیر توضیح میدم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    من نمی دونم توی فامیلهای دیگه چطور هست.
    توی فامیل ما و تاجایی که از اطرافیان خبر دارم، رابطه و رفت و آمد چندانی بین خانواده عروس و داماد نیست.
    منظورم اینه که اینطور نیست که خواهر شما به عنوان مهمان سالی چند بار بره خونه مادرزنتون یا مثلا دایی خانومتون زنگ بزنه به مادرشما بگه یه سر داریم می آییم اونجا بهتون سربزنیم.

    رفت و آمد صمیمانه و فامیلی برقرار نمی شه. اما واسه مراسمهای بزرگ ممکنه دعوت بشن مثل عروسی یا خدای نکرده عزا یا ... یا مثلا عید دیدنی همدیگه برن (اونم تا یک درجه ای، نه این که کل فامیل شما برن عید دیدنی فامیل عروس )

    برای همین به نظر من نگرانی برای رفت و آمد و صمیمیت خیلی موردی نداره. مخصوصا که شما خودتون هم دارید از ایران می رید و شاید این رفت و آمدها کمتر معنی پیدا کنه.

    اما اون تفاوت فرهنگی که باعث بشه شما و خانمتون در درک همدیگه، تصمیم گیریهاتون، برنامه ریزیهاتون، نحوه زندگی و ... مشکل داشته باشید باید دقت کنید.
    تفاوت بین خانواده شما و ایشون، اگر تفاوتهای فاحشی بین شما دو نفر ایجاد می کنه که باعث اختلاف می شه، جدی بگیرید.
    و البته در مورد افراد درجه یک خانواده اش مثل خواهر و برادر و پدر و مادرش که در آینده فامیل شما می شن و رفت و آمد با شخص خودتون خواهند داشت. دایی و خاله وپدربزرگ مادربزرگ بچه هاتون می شن.
    اما فامیل دورتر یا رابطه بین اونها و پدرو مادرتون، فکر نمی کنم خیلی مهم باشه.
    سلام و ممنون از اینکه قدم رنجه کردین و وقت گذاشتین و جواب سوال منو دادین
    در مورد توضیحاتتون عرض کنم که اولا من با شما هم عقیده هستم و میدونم که رابطه پدر مادر من با پدر و مادر همسر آیندم (صرف نظر از اینکه چه کسی باشه) محدود (البته بسته به نوع ازدواج مثلا فامیلی یا از شهر خودمون و یا از شهر دیگه هم به شدت داره) و فامیل درجه دو من با خونواده ایشون منحصرا به مراسم بزرگ همونطور که شما گفتین برمیگرده.
    ولیکن من طبق تحقیقاتی که کردم این تفاوت به نسبت فاحشه و شاید حتی در مراسم بزرگ هم این مسئله باعث ایجاد تضاد بشه. برای مثال میگم خونواده درجه دوم این خانوم (برعکس خونواده درجه اولشون) اعتقاد جندانی به مراسم مذهبی ندارن و معمولا مراسم هاشون یا بصورت مختلط و یا به صورت خیلی بازتری از مراسم های مرسوم در خونواده من انجام میشه. البته به شخصه برای من این فاکتور از درجه اهمیت نسبتا پایینی برخورداره ولی ممکنه این مسائل برای خونواده درجه دو و یا حتی پدر و مادرم ( که البته باز هم چندان مذهبی شدیدی نیشتن) مشکل ساز باشه. این ها مواردیه که شما به درستی از دقدقه های من اشاره کردین. و من متاسفانه معیار درستی برای ارزیابی میزان اهمیت این موصوعات ندارم. شاید این به روابط کمتر ما در فامیل برگرده که من زیاد با این شرایط آشنا نیستم و نمونه هاشو خیلی کمتر دیدم و شنیدم. ولی به هر حال در این موارد قادر به ارزیابی درستی نیستم.
    نظر مردم خیلی کمتر از اونچه در تصورمه بر من تاثیر گذاشته تا الان حداقل. و هیچوقت باعث نشده من کاری رو علی رغم میلم ( البته ضرف نظر از حرمت نگه داشتن و مواردی مثل اون) کاری رو انجام بدم. ولی اونجور که شنیده های من بیان میکنه این مسائل معمولا بعد از شروع زندگی مشترک خیلی پررنگ تر میشه. چون شما دیگه خودتون سرپرست خانوار هستین و همه شما رو مسئول تصمیم گیری های ریز و درشت خونوادتون میدونن ( در بحث های اجتماعی منظورمه)

    نکته دیگه ای که هست من پسر اول خونواده و نوه اول هستم و بشدت حساسیت روی ازدواج من از طرف حتی دایی ها و مادربزرگ و پدربزرگ زیاده. البته نه اینکه از اونها تاثیر چندانی بگیرم. چون صدالبته به نشر من اگر اینطور بود اصلا هنوز آمادگی ازدواج رو نداشتم از لحاظ استقلال فکری. ولی به هرحال تاثیر اونها رو که طبیعتا نمیشه اونها رو در واژه "مردم" خلاصه کرد بیشتر از سایرینه و من بیشتر از کلمه "مردم" مقصودم اونها و کلا خونواده درجه دومم هستن. خواستم اینم روشن تر بیان کنم.

  2. کاربر روبرو از پست مفید Saman1 تشکرکرده است .

    ayda86 (دوشنبه 14 بهمن 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. اهمیت اینطور تفاوت خانوادگی چه مقدار است؟؟
    توسط niaam در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: دوشنبه 24 آبان 95, 19:30
  2. ماموریت این دو فرشته چه بود .... ؟؟؟؟؟؟ هاروت و ماروت
    توسط parsa1400 در انجمن اعتقادی،‌اخلاقی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: دوشنبه 17 فروردین 94, 06:46
  3. شباهت ها و تفاوت های میان خود و همسرمان را چگونه مدیریت کنیم؟
    توسط فرشته من در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: سه شنبه 05 دی 91, 18:24
  4. تفاوت دیدگاه زن و شوهر و نقش آن در موفقیت
    توسط mostafavi9090 در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 23 آبان 91, 14:35
  5. قومیت متفاوت و ازدواج
    توسط armin3xxx در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: شنبه 01 مهر 91, 10:41

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:17 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.