سلام و ممنون از وقتی که برای پاسخ دادن گذاشتین.
همونطور که به درستی شما توی حرفاتون گفتین علاقه ایشون به من از علاقه من به ایشون فکر میکنم بیشتر باشه. ولی نکته ای که اشتباه فکر میکنم بیان کرده باشم یا اشتباه متوجه شده باشید اینه که دیدگاه ما هردو یکسانه. منظورم از دیدگاه اینه که چون به روشنی از ابتدا بیان شده که این رابطه قرار نیست لزوما به جایی ختم بشه مشکلاتی که شما ازش یاد میکنین حداقل به شکل خیلی حاد وجود نداره.
البته من نگرانی شما رو درک میکنم و کاملا متوجه حرفتون هستم. و از اون دسته پسرهایی هم نیستم که احساس یک دختر رو متوجه نشم و نفهمم که هرچند از جانب طرفین ممکنه عدم تعهد داده بشه ولی دختر طبق ذات درونی خودش ناخودآگاه وابتگی و خیالپردازی های خودشو داره. شاید براتون جالب باشه که بگم براتون که در این مدت چه به شکل غیر مستقیم و چه مستقیم بارها سعی در فهموندن این موضوع و یاداوری این مسئله بهش به عناوین مختلف کردم و تمام تلاشمو در این باره انجام دادم. نمیخوام از خودم رفع مسئولیت کنم و بگم چون اینکارها رو انجام دادم دینی به گردنم نیست. نه برعکس خودمو بیشتر از همه مسئول میدونم و معتقدم همونطور که شما میگین حتی اگه اون متوجه نباشه وظیفه منه که نذارم بیشتر وابسته بشه. اما در شرایطی که اولا ایشون قصد ازدواج نداره و هیچ گزینه ای از طرف خونوادشون با ایشون در میون گذاشته نمیشه و من حس این رو ندارم که مانع بررسی گزینه های دیگر ایشون هستم و همینطور به خاطر اینکه ایشون خودش حتی بیشتر از من به دلایل حتی درسی غیره مایل به در ارتباط بودن با منه من دلیل روشنی برای قطع رابطم نمیبینم. در ضمن این نکته هم شاید باعث آسودگی خاطر دوستان بشه که روابط ما بسیار محدود و صرفا حداقل از جانب من در جهت شناخت ایشونه و نمیدونم قرار گذاشتن یا بیرون رفتن یا هزاران موارد متاسفانه شایع بین دختر پسرهای امروزی در رابطه ما دیده نمیشه.
ولی نکته اصلی برای من این هست که من نمیخوام به این موضوع بپردازم.دقدقه من الان بیشتر تصمیم گیری برای آینده این قضیه و قدم برداشتن یا برنداشتن جهت ازدواج با این خانومه. و فکر هم میکنم اگر این مسئله حل بشه خودبه خود مشکل بالا هم حل میشه. اگر من به هر دلیلی به نتیجه برسم که قصد ازدواج با این خانوم رو ندارم مطمعن بدونین رابطه من سریعا قطع میشه. پس خواهشم از شما و سایر دوستان خیلی عزیز که لطف میکنن و وقتشون رو برای راهنمایی من میذارن اینه که لطف کنن بیشتر به مسئله اصلی مد نظر من بپردازن. یک دنیا ممون.
بخشی که در مورد میزان رفت و آمد فرمودین رو هم تو جواب شیدا جان که لطف کردن و نظر دادن در زیر توضیح میدم.
سلام و ممنون از اینکه قدم رنجه کردین و وقت گذاشتین و جواب سوال منو دادین
در مورد توضیحاتتون عرض کنم که اولا من با شما هم عقیده هستم و میدونم که رابطه پدر مادر من با پدر و مادر همسر آیندم (صرف نظر از اینکه چه کسی باشه) محدود (البته بسته به نوع ازدواج مثلا فامیلی یا از شهر خودمون و یا از شهر دیگه هم به شدت داره) و فامیل درجه دو من با خونواده ایشون منحصرا به مراسم بزرگ همونطور که شما گفتین برمیگرده.
ولیکن من طبق تحقیقاتی که کردم این تفاوت به نسبت فاحشه و شاید حتی در مراسم بزرگ هم این مسئله باعث ایجاد تضاد بشه. برای مثال میگم خونواده درجه دوم این خانوم (برعکس خونواده درجه اولشون) اعتقاد جندانی به مراسم مذهبی ندارن و معمولا مراسم هاشون یا بصورت مختلط و یا به صورت خیلی بازتری از مراسم های مرسوم در خونواده من انجام میشه. البته به شخصه برای من این فاکتور از درجه اهمیت نسبتا پایینی برخورداره ولی ممکنه این مسائل برای خونواده درجه دو و یا حتی پدر و مادرم ( که البته باز هم چندان مذهبی شدیدی نیشتن) مشکل ساز باشه. این ها مواردیه که شما به درستی از دقدقه های من اشاره کردین. و من متاسفانه معیار درستی برای ارزیابی میزان اهمیت این موصوعات ندارم. شاید این به روابط کمتر ما در فامیل برگرده که من زیاد با این شرایط آشنا نیستم و نمونه هاشو خیلی کمتر دیدم و شنیدم. ولی به هر حال در این موارد قادر به ارزیابی درستی نیستم.
نظر مردم خیلی کمتر از اونچه در تصورمه بر من تاثیر گذاشته تا الان حداقل. و هیچوقت باعث نشده من کاری رو علی رغم میلم ( البته ضرف نظر از حرمت نگه داشتن و مواردی مثل اون) کاری رو انجام بدم. ولی اونجور که شنیده های من بیان میکنه این مسائل معمولا بعد از شروع زندگی مشترک خیلی پررنگ تر میشه. چون شما دیگه خودتون سرپرست خانوار هستین و همه شما رو مسئول تصمیم گیری های ریز و درشت خونوادتون میدونن ( در بحث های اجتماعی منظورمه)
نکته دیگه ای که هست من پسر اول خونواده و نوه اول هستم و بشدت حساسیت روی ازدواج من از طرف حتی دایی ها و مادربزرگ و پدربزرگ زیاده. البته نه اینکه از اونها تاثیر چندانی بگیرم. چون صدالبته به نشر من اگر اینطور بود اصلا هنوز آمادگی ازدواج رو نداشتم از لحاظ استقلال فکری. ولی به هرحال تاثیر اونها رو که طبیعتا نمیشه اونها رو در واژه "مردم" خلاصه کرد بیشتر از سایرینه و من بیشتر از کلمه "مردم" مقصودم اونها و کلا خونواده درجه دومم هستن. خواستم اینم روشن تر بیان کنم.










علاقه مندی ها (Bookmarks)