دوست عزیز با توجه به صحبت هایی که توی تاپیکتون در مورد استادتون و نوع رابطه تون داشتید و همینطور پستی که در مورد ازدواج قبلیتون نوشتید،
شما از نظر کنترل احساسات و واقع بینی نیاز به مطالعه و آموزش دارید.
این کار را یا باید شخصا انجام بدید یا به کمک روانشناس و مشاور.
نگاه شما به ازدواج کاااااملا احساسیه.
اگر روی این مشکل کار نکنید، انتخاب بعدی شما و بقیه زندگی شما هم همین خواهد بود.
بددلیها و بدبینی های همسر سابقت را تعبیر به دوست داشتن زیاد می کنی
دام پهن کردن و دانه پاشیدن استادت را تعبیر به دوست داشتن می کنی
.
.
.
و برای این دوست داشتن های خیالی زندگیت را به باد می دی.
شماره استاد محترم را پاک کن
ارتباطت را باهاش کااااملا قطع کن
اگر ممکنه باهاش درس نگیر. اگر هم مجبوری و درس با کس دیگه ای ارائه نمی شه، مثل یک دانشجوی عادی برو سر کلاس و بیا.
به جای اس ام اس بازی هم بچسب به درست که برای یک نمره مجبور نشی اینقدر التماس کنی.
و از همه مهمتر
مهمتر
مهمتر
این که روی شخصیت خودت کار کن. خودت را بشناس. ضعف هات را پیدا کن.
وقتی خوب و قوی شدی، آدمهای خوب و سالم را جذب می کنی و ازدواج خوبی خواهی داشت انشالله.
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
علاقه مندی ها (Bookmarks)