سلام دوست عزيز
من سر همين مسئله از نامزدم جدا شدم
چون خانواده اش يعنى مادرش حاضر نبود بفهمه كه پسرش بزرگ شده و زن داره و خودش بايد واسع زندگيش تصميم بگيره و هر ساعت هر لحظه در تماس بود و پسرشم وابسته خودش كرده بود
از من به شما نصيحت اگه خانمتون دوستش دارين به مادرتون بگين من دوستش دارم و حرفى نزن كه من ازش جدا شم كه اين جدايي واسه من ممكن نيست پس بزار راحت زندگيمونو بكنيم و با اين بحثا روز منو خراب نكن
و به همسرتونم بگين كه تا وقتى پيش مادرمي باهاش كل كل نكن بزار كم كم خوب ميشه تو خانوميتو حفظ كن يا اگه حرفى ميزنن شما مداخله نكن
ولى اگه همسرتو دوست دارى پس ديگه به ترديد فكر نكن شك بدترين مسئله تو زندگى
بعضى وقتها مادرها كارهايي و از سر دلسوزى و غرور ميكنن كه جبرانش يا سخت يا غير ممكن








علاقه مندی ها (Bookmarks)