به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 32

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 27 اردیبهشت 04 [ 12:05]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,634
    امتیاز
    43,486
    سطح
    100
    Points: 43,486, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکرها
    5,992

    تشکرشده 8,211 در 1,575 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    369
    Array
    سلام دوست گرامی

    کاملا حستون قابل درکه .

    خیلی خوب کردید که مشکلتون را مطرح کردید. ومهم تر اینکه خودتون به این نتیجه رسیدید که ادامه دادن به این روش به ضرر شماست.

    اما یه سوال پیش اومده برام اینکه مگه شما با دختر خانم در ارتباط نبودید که به صورت ناگهانی از طریق پدرشون این قضیه را متوجه شدید؟
    مگر نه اینکه خواستگاری رسمی کرده بودید؟ جواب آنها چه بوده؟

  2. 5 کاربر از پست مفید بی نهایت تشکرکرده اند .

    ayda86 (شنبه 19 بهمن 92), khaleghezey (شنبه 19 بهمن 92), نگارگر 1986 (شنبه 19 بهمن 92), سمیرا200 (شنبه 19 بهمن 92), شیدا. (شنبه 19 بهمن 92)

  3. #2
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    درود دادا پسر خوبی هستی توی این چنتا پستی که ازت دیدم واقعا باتجربه پخته نشون دادی نمیدونم درست یا غلط بلاخره مسیری بوده که رفتیم مسیری که الان وقتی نوشته فرشته مهربان رو میخونم بشخصه متوجه میشم خیلی اشتباه بوده ولی طی شده گذشته رو نمیشه کاریش کرد.تنها تفاوات بینشون تاریخ مدت باهم بودنشونه مثل ما زیادن چه دختر و چه پسر که ضربه خوردن.واسه بعضی ها مثل من و امثال من تلاششون رو کردن بشه نشده و بعضی های دیگه مثل شما این اتفاق افتاده. فقط اینو میدونم هرچی بود تموم شد دنبال مقصر نگرد کسی مقصر نیست خودتم عذاب نده زندگی همینه همیشه چیزایی که میخوای و براشون میجنگی نصیبت نمیشه ولی اینو خوب میدونم پیش روی شما و کسایی که این مسیر رو طی کرده یه راهه به کجا میرسه نمیدونم ولی مسیریه که باید راه بیوفتیم درش تا موتجه بشیم به کجا میرسه شاید بتونی با کسی آشنا بشی که دوباره حس عاشق شدن در وجودت پدیدار بشه. خداروشکر من تونستم دوباره بلند بشم و جاده روزگار رو طی کنم و الانم از زندگیم خیلی راضی ام بقول خودم گفتنی بیخیال دادا

  4. 5 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    ayda86 (شنبه 19 بهمن 92), toojih (یکشنبه 20 بهمن 92), نگارگر 1986 (شنبه 19 بهمن 92), ستیلا (شنبه 19 بهمن 92), شیدا. (شنبه 19 بهمن 92)

  5. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 22 بهمن 92 [ 18:22]
    تاریخ عضویت
    1392-5-19
    نوشته ها
    93
    امتیاز
    742
    سطح
    14
    Points: 742, Level: 14
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 58
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    79

    تشکرشده 116 در 57 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط بی نهایت نمایش پست ها
    سلام دوست گرامی

    کاملا حستون قابل درکه .

    خیلی خوب کردید که مشکلتون را مطرح کردید. ومهم تر اینکه خودتون به این نتیجه رسیدید که ادامه دادن به این روش به ضرر شماست.

    اما یه سوال پیش اومده برام اینکه مگه شما با دختر خانم در ارتباط نبودید که به صورت ناگهانی از طریق پدرشون این قضیه را متوجه شدید؟
    مگر نه اینکه خواستگاری رسمی کرده بودید؟ جواب آنها چه بوده؟
    سلام.وقت بخیر...
    ممنون از توجهتون...
    راستش تو مدت سه سالی که در ارتباط بودیم خودشون از همون روز اول و از همو ارتباط اول متوجه بود من قصدم چیه و با چه نیتی با ایشون در ارتباطم.چرا که تو محیطی که من و ایشون بودیم با اینکه فضا برای رابطه دختر و پسر بسیار زیاد بود اما من چنین اجازه ای رو نه به خودم میدادم و اخلاقا هم اصلا از یه حد و حدودی از چنین روابطی اصلا خوشم نمیاد...من باهاشون 7 سال اختلاف سن داشتم.باز هم میگم با اینکه میدونست کاملا قصدم رو اما یکسال اول حرفی نزدم.اول بار هم با اینکه من بهشون علاقمند بودم از قبلش اما کلاما ایشون ابراز علاقه کرد.وقتی این مسئله رو دیدم تو سال دوم گفتم بهشون و خب اول نه گفت نه و نه گفت آره.گفت الان سنم کمی کمه و اجازه بدین زمان بگذره و این صحبت ها.تا اینکه از یه موقعی به بعد یهو عجیب شد.هیچ جوره حاضر نبود حتی با من حرف بزنه.حتی حاضر نمیشد ده دقیقه بشینه گوش بده ببینه من برنامم چیه.هدفم چیه...تقریبا همه خانوادش درباره من میدونستند و تحقیقاتی هم کرده بودن.خانواده منم در جریان بودن.یه بار تو صحبت هاش حس کردم ممکنه به کس دیگری علاقمند باشه....یه مدت اصرار داشتم برای خواستگاری که پاشو کرد تو یه کفش که نه و همه جور بهانه میاورد.اخر دست هم خودش باهام تماس گرفت و گفت قطعی نه.دلایلش هم یه سری مسایل بچه گانه که اصلا هیچ سر و تهی نداشت...تنها دلیل قانع کنندش اختلاف سنیمون بود که گفت بهیچ وجه نمیتونم با 7 سال اختلاف سن کنار بیام.خلاصه از اون روز هم دیگه تا شش ماهی اصلا ج بهم نمیداد...تا اینکه خواستم رسما برم خواستگاری که تماس گرفتند پدرشون و گفتند ایشون ازدواج کردن.بعدها از طریق یک دوست مشترک فهمیدم طرف از بستگانشون بوده و باهاش 6 سال اختلاف سنی داره!!!
    هه....
    من این مدت مشکلم نه گفتن ایشون نیست.مشکلم رفتارش بوده.چرا وقتی نمیخواست سه سال با من رابطه داشت.وقتی میدونست اخلاق من چیه.وقتی می دونست برخوردام با خانوم ها چطوری هست.به چه حقی بهم ابراز علاقه کرد.درسته من ایشون رو از همون ابتدا دوست داشتم.اما خویشتنداری کردم.ایشون بود که اولین بار حتی ابراز علاقه کرد...اخر دست اما شبی که با من صحبت کرد و جواب منفی قطعی داد میگفت من تصورم از رابطمون یه رابطه خواهر برادری بود!!! خواهر برادری؟؟؟؟؟ من نمیدونم تو اون مرکز به اون بزرگی من با کی دیگه خواهر برادر بودم که با ایشون باشم؟!؟
    به من گفت با اختلاف سنیمون بهیچ وجه نمیتونم کنار بیام بعد رفت با یه نفر ازدواج کرد که یکسال از من کوچکتره...بهم میگفت صبر کنید من الان بچم...بعد درست شش ماه بعدش رفت ازدواج کرد.جالبه به همون دوستمم گفته بود من خودمم شکه هستم که چطور رفتم ازدواج کردم...

  6. کاربر روبرو از پست مفید نگارگر 1986 تشکرکرده است .

    ayda86 (شنبه 19 بهمن 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آبروم در خطره :( چرا نمی تونم وزنمو بیارم پایین!
    توسط سیب زمینی در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: چهارشنبه 26 آبان 95, 16:33
  2. مشکل من با وزن وقدم اعتماد به نفسم پایین اومده
    توسط sevil73 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: دوشنبه 16 شهریور 94, 11:51
  3. ملاکای ازدواج اقایون چرا انقد دنبال زیبایین؟
    توسط zzzz در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: سه شنبه 05 خرداد 94, 09:47
  4. پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: یکشنبه 30 فروردین 94, 00:54
  5. بایدها و نبایدهای سه گانه در زندگی( زیبا و آموزنده)
    توسط m.mouod در انجمن ادبیات و عرفان
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: یکشنبه 27 دی 88, 12:32

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:44 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.