دوست عزیزم سلام
به همدردی خوش اومدی
من تقریبا هم سن شما هستم.مثل شما تجربه ی یه رابطه ی عاطفی ناموفق رو داشتم که توی روحیه م اثرات بدی گذاشت.مثل شما علی رغم درگیری های زیاد این حس خلا رو دارم.من ظاهر بسیار شاد و شنگولی دارم.ظاهری که با کلی آدم توی دنیام در ارتباطم.اما توی واقعیت وجودیم؛توی حریم شخصیم واقعا تنهام.تنهایی که به این راحتی کسی نمی تونه پرش کنه.آدمای زیادی میان توی زندگیم که واقعا موندنی نیستن.منم مثل شما یه حضور واقعی و ماندگارو میخوام.
تا چند وقت پیش کاملا به مرز افسردگی رسیدم.به جایی رسیدم که هیچ انگیزه ای حتی برای کارای روزمره ی خودمم نداشتم.اما به خودم اومدم دیدم که دارم زندگیمو نابود می کنم
از خودم بدم میومد که شادی روزا مو بخوام با حضور کسی دیگه خلق کنم.از این وابستگی انتزاعی به آدمی توی رویاهام بیزار شدم.
روحیه تو عوض کن.خودت باش.عاشقانه خودتو دوست داشته باش.وقتی که از خودت راضی بودی برو کادو بخر.
من شخصا بیشترو بیشتر به علایقم می رسم این روزا.وقتم خیلی خیلی محدوده اما حتما زمانی رو صرف آشپزی می کنم.گلدون های زیادی خریدم که چند روز یه بار مراقبت می کنم ازشون.بیرون می رم.خرید می کنم.گاهی اونقد قدم می زنم که وقتی میرسم خونه حتی قدرت عوض کردن لباسامو هم ندارم
من دلخوش به پویایی های زندگیم شدم.این میتونه نیازمو کمتر کنه
و یه مسئله ی دیگه هم اینکه موضوع ازدواجو بسپر به دست معبود.خودش توی وقتی که حتی فکرشم نمی کنی سر راهت میزاره.واقعا از خدا می خوام که ایمانمو تا اونجایی قوی کنه که بپذیرم تقدیرشو.بدون اراده ی خدا حتی یه برگ از درختی نمیفته.خودتو غرق در رحمتش تصور کن.ایشالا که بهترینو نصیبت میکنه.
امیدوارم شاد باشی و خوشبخت









علاقه مندی ها (Bookmarks)