سلام.ما احساس شمارودرک میکنیم
.امااونایی که به شوهرشما پیامک دادن باید ازشماشرم کنند.واحساس حقارت کنند نه شما
.نفس قضیه رو کنکاش نکن که چطوربوده،هم به لحاظ اخلاقی تجسس محسوب میشه هم ازنظر روحی خودت آزارمیبینی.،کما اینکه چک کردن اون پیامکها هم ذهنت روبه هم میریزه هم درموردقضیه ممکنه توروبه حدسهای اشتباه سوق بدهد.هرچه ازصحبتهای عمومی خودت و همسرت بدست آوردی که سطحش چقد بوده همون کافیه_پیامبر درحدیثی میفرماید؛هرکس عذرپوزش وپوزش خواهی دیگران _چه راست وچه دروغ رانپذیرد_به شفاعت من نائل نمیشود.الان بحثم روی توفیق شفاعت نیست.روی صحت ودرستی یک واکنش دراین مواردهست.دیگه مگه شوهرت خیلی بچه باشه که بخاد بعد ازهوشیارشدن شما اونم توی این سن وسال،ادامه بدهد(دو نفر که سالها زیر یه سقف زندگی کردن خیلی سریع متوجه تغییر رفتارهمدیگه میشن اینو به شوهرت هم یادآوری کن).
این روحیه شماست که مهمه احساس آسیب پذیری،کاهش اعتماد بنفس ،یاتحقیر،احساساتیه که ممکنه به بی وفایی شونده دست پیداکند
.که بایدمحکم وقوی جلو این احساسات بایستی این تایپیک رو درصورت تمایل نگاه کن
:http://www.hamdardi.net/thread-16432.html.
نیاز زیادی به آرامش داری اول باید خودت به خودت کمک کنی..
. همانطورکه خودشمابهترمیدونید برای فهمیدن بیماریهای قابل انتقال از طریق مقاربت، بهتره که هرچندوقت یکبار آزمایشات پزشکی داد نه اینکه گذشته رو کنکاش کنید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)