سلام،
به نظر من شما دقیقا باید تفکر متفاوتی را در نظر بگیرید. یعنی اینکه اتفاقا تمرکز خود را از روی پدر ایشان بردارید و روی تضاد طبقاتی بیشتر متمرکز بشوید.
دوست عزیز، اگر میگفتید پدر ایشان معتاد هستند و الان هم در قید حیات وضعیت فرق میکرد، چون به هر حال حضور این پدر در زندگی مشترک آینده شما میتوانست آسیب رسان باشد. اما دقت کنید که این پدر هر گناهی که داشته اند، هر کاری که کرده اند، هر رفتاری که داشته اند، فوت کرده اند، خدا رحمتشان کند. تمام!
حالا من نمیدانم، این چه صیغهای هست که دیگران را بر اساس خطای پدر یا مادرشان باید قضاوت کنیم؟ سوال اساسی من این هست، اگر پدر ایشان معتاد بوده و فوت کرده، گناه این دختر خانم در اعتیاد پدر چه بوده است؟
اما مسائل بسیار مهمتر از مساله ظاهری پدری معتاد که فوت کرده وجود دارند که نیازمند برسی هستند:
۱- تضاد طبقاتی مساله بسیار بسیار مهمی هست که باید اولویت اول شما در برسی این خانم باشد. به خصوص مساله مناعت طبع و داشتن ظرفیت و چشم و دل سیر! که البته گاهی اوقات این مناعت طبع در فردی با وضع مالی نه چندان خوب به مراتب میتواند بیشتر از فردی پولدار باشد. به هر حال این موضوع باید برسی شود.
۲- اشاره کردم در ظاهر اینکه پدر ایشان معتاد بوده اند مهم نیست. اما در این مساله هم شما باید دقت کنید. سوال اساسی که در این مورد باید برسی شود این هست که حضور چنین پدر معتادی تا چه حد از نظر روحی به این خانم و یا حتی خانواده ایشان صدمه زده است، و این آسیب تا چه اندازه میتواند در زندگی مشترک شما در آینده نمود پیدا کند.
این موارد باید با مراجعه حضوری هر دو شما و کمک یک مشاور مجرب خانواده برسی شود.
موفق باشید،
کامران











علاقه مندی ها (Bookmarks)