عزیزم! از یه طرف می گی پدرشوهرم بهم توهین می کنه، از اون طرف می گی کاش یه کم شوهرم رو نصیحت می کردن؟!!
بانو! شما اگر بخواید می تونید تاثیر گذارترین آدم روی همسرتون باشید.
باید راهش رو یاد بگیری. رفتار های اشتباهت رو بشناس و اصلاح کن. مردا از زن غرغرو و شاکی خوششون نمیاد. از زن مهرطلب و آویزون هم همینطور. از زن بدون اعتماد به نفس هم. از زن گریه رو هم . از زن برچسب زن هم. از زن فخر فروش هم. از زنی که به خانوادشون بی احترامی کنه و ...
شما الان در این شرایط گیر افتادی. فعلا فکرت رو از جدایی و خودکشی و همه این ها خلاص کن. بیا تصمیم بگیر از همین شرایط به نفع خودت بهره ببری. چطور؟ بیا اشکال های کوچک و بزرگ رفتاریت رو بر طرف کن. بعد از یه مدت اگر دیدی همسرت هیچ تغییری نکرد، اون وقت تصمیم خواهی گرفت که با زندگیت چکار کنی.
در ضمن حواست باشه اینطور هم نیست که بعد از طلاق یهو دنیا بهشت بشه. اون موقع هم مشکلاتی خواهی داشت و معلوم هم نیست کم رنگ تر از الان باشه. مخصوصا تو جامعه ما که خودت بهتر می دونی ...
لطفا به عنوان یک تکلیف، کتاب " انسان در جستجوی معنا" از فرانکل رو بگیر و بخون.
در مورد سفر اخیر همسرتون اگر می دونی یک سفر کاری نیست و نبردن شما صرفا یک لج بازیه، یک شب که حالش خوب بود و دیدی از نظر احساسی بهم نزدیک ترید، با فراغ بال بشین در موردش باهاش حرف بزن. بگو " ممنون که حواست به ما هست که تنها نباشیم شبای عید رو. ولی می دونی چقدر دلتنگ کننده است که آدم شب عید کنار یارش نباشه؟! ... دلم می خواد کنار تو باشم. تو خانواده منی. همسرمی." دلیل هاش رو بشنو، عصبانی نشو. اگر حرفی زد جبهه نگیر. خودت رو عالم و محق ندون، اجازه بده خالی بشه... بعد بیا برامون بگو نتیجه چی شد....
مطمئنم خیلی مشکلات شما با حرف زدن ( حرف زدن درست که همراه با اعتماد سازیه، نه تخریب) درست می شه. تلاش خودت رو بکن و ناامید نشو خواهر گلم
هر چیز که در جُستن آنی، آنی
مولانا
ویرایش توسط آویژه : چهارشنبه 30 بهمن 92 در ساعت 11:04
علاقه مندی ها (Bookmarks)