سلام ممنونم که این همه یا یاد من بودین از بس جواب دادین نمیدونم اول کدوم پستو بخونم...دوستان خوبم میدونم شما هم مشکلات خاص خودتونو دارین اما به من هم کمکی بکنید...بعد ماه مبارک قرار شده بیان خونمون برای خواستگاری رسمی و با پدر و مادرم صحبت کنن.... بگید با این دلواپسی چه کار کنم؟؟ با خوندن تایپیک دوستانی که از خیانت شوهرانشون گفته بودن دلم خیلی شور میزنه که اون اتفاق بازم پیش بیاد؟!!..... خیلی سعی کردم به کلی فراموشش کنم اما گاه گاهی یادم میاد بهم میریزم متاسفانه....... الان به نظرتون چطوری بفهمم که اون موضوع به یک خیانت تبدیل نمیشه بعد ازدواج؟؟؟؟؟؟ و به قول یکی از دوستان به خاطر دوری بیش از اندازه بوده؟؟؟ یا بقول دوسته دیگه ای که میگفت خیانت نیست بچه بازی بوده.... میشه گفت توی سن و سال ایشون طبیعیه بعضی از این شیطونیا و بچه بازیااا؟؟؟؟عکس العمل من بعد این چی باشه در رابطه با همون موضوع...... بهتر دیگه حرفشو نزنم یا احساساتموچطوری بیان کنم که دیگه از همین مثلا بچه بازیا در نیاره؟؟؟؟؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)