سلام خانم مصباح
شما سری قبل هم خیلی بهم کمک کردید. جواب سوالاتون:
1- قبلا احساس خیلی بدی داشتم و فکرای عجیبی هم تو سرم بود. حتی دوست نداشتم بهش نگاه کنم. بله اگه از این نظر میگید بهتر شدم. شایدم یه جورایی عادت کردم درست مثل یه زندانی که اوایل زندان براش عذاب آوره ولی کم کم بهش عادت می کنه.
2- قبلا بعد از مدتی که گذشت خیلی با هم تلفنی بد حرف میزدیم و همه حرفام در نهایت خلاصه می شد به جدایی و کار به جایی رسید که اواخر فقط هفته ای دو سه بار با هم تماس داشتیم چونکه اصلا هیچ صحبت مشترکی نداشتیم با هم بزنیم. بعد از مشاوره آخر دیگه هر روز باهاش تماس می گیرم. حرف از جدایی دیگه نزدیم. البته باید بگم که ایشون حتی یکبار هم به جدایی فکر نمی کردند و تصمیم من به جدایی هم به خاطر پیشنهاد سه مشاور اول بود. دیگه اینکه بیشتر به شهرستان میرم که فکر نکنند دلیل اصلی این گرفتاریها دوری ماست.
3- ایشون بیشتر به چهرشون میرسه که برام جذاب تر باشه و اینطور هم شده. ولی هنوز همون رفتارای قبلی رو داره. من هم انتظار زیادی ازش ندارم فقط میخوام مثل دخترای معمولی دیگه باشه. من تو محیط کارم خیلیا رو میشناسم که هم سن اونند ولی رفتاراشون اینطور نیست و عادیه. این مسئله خیلی برام عجیب شده.
4- مطالعش بیشتر شده ولی من تا حالا این سایت یا کتابی رو بهش معرفی نکردم. خیلی دوست دارم این سایت رو بهش معرفی کنم ولی نمیخوام از تاپیکهای من مطلع بشه.
5- از آخرین جلسه مشاوره حدود 3 ماه میگذره. این جلسه رو به پیشنهاد خانمم رفتیم. البته خانمم قبل از من چند بار به ایشون مراجعه کرده بود و یه جورایی فکر می کنم از طرف خانواده خانمم ساپورت میشه ولی نتیجش خوب بود و بهتر از مشاورای قبلی به نظر میرسید. مشاور گفت که این رفتارها اکتسابیه و به مرور با رفتن به محیط اجتماع و بزرگتر شدن اصلاح میشه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)