خانم رزای عزیز،
با توجه به تاپیکهای قبلیت و این یکسالی که توی همدردی دارین موضوعتون را مطرح می کنید، کاملا مشخص هست که اشکال اول و اصلی از خود شماست.
نوشتید که نگیم برو مشاوره، چون شوهرت نمی آد.
لازم نیست شوهرت بیاد. اگر یک مشاور خوب پیدا کنی و تنهایی بری می تونه کمکت کنه مشکلت حل بشه.
مشکل از وابستگی شماست
از شاد نبودنت
از این که اینقدر به شوهرت چسبیدی و نفس کشیدنت بسته به نفس کشیدن اونه
من نمی گم همه کار ایشون درسته و مشکلی نداره، ولی قبل از اون، شما خودت مشکل داری
با هر شوهر دیگه و مرد دیگه ای هم بودی، همین بود.
برو پیش مشاور و ازش بخواه کمکت کنه از این وابستگی و افسردگی رها بشی. فعلا روی خودت کار کن که قوی و محکم باشی.
موضوع همسرت را کلا فراموش کن.
شما داری اون بیچاره را خفه می کنی با چسبیدن بهش، غر زدن، چک کردن، شک کردن، وابستگی، ناله و نفرین، تحقیر کردن، منت گذاشتن و ..... هر چی من خوندم از رابطه تون همین بود!!!
تمرکز کن روی خودت و رفتارهای خودت. کار آسونی هم نیست. یه عمر اینطوری زندگی کردی، باید تمرین کنی و بخوای تا بتونی از دستش راحت بشی.
بعید می دونم مشکلت بدون حضور و کمک مستقیم یک روانشناس حل بشه. نمی تونی با تاپیک و مقاله به نتیجه برسی، مگر این که خیلی اراده ات قوی باشه و جدی بخوای این کار را بکنی.
اما اگر بری مشاوره و مستقیم کمک بگیری انشاله بهتر می شه.
اگر هم طلاق بگیری و با کس دیگه ای ازدواج کنی این مساله باز تکرار می شه.
پس فعلا نه به طلاق فکر کن و نه به ازدواج. به خودت فکر کن.
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
علاقه مندی ها (Bookmarks)