به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 16

Threaded View

  1. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 21 مرداد 94 [ 11:13]
    تاریخ عضویت
    1392-9-04
    نوشته ها
    43
    امتیاز
    1,647
    سطح
    23
    Points: 1,647, Level: 23
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 53
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    8

    تشکرشده 11 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خاله قزی عزیز:
    من 25 و شوهر 29 سالشه... شوهرم منو دید و از خانوادش خواستن که بیان خواستگاری و من 6 ماه تلفنی با اطلاع خانواده هامون باهاش رابطه داشتم تا بیشتر بشناسمش اونم توی این 6 ماه کلیی نقش بازی کرد تا راضیم کرد.....
    معلومه که زندگیم برام اولویت داره اما وقتی میبینم بعد 2 هفته رفتم خونه مامانم و شوهرم طلبکاره که چرا رفتی و میبینم که پدرش هم مادرشو هز خانوادش جدا کرده نگران میشم و به این نتیجه میرسم که میخواد منو از خانوادم جدا کنه.... من اصلا باهاش لجبازی نکردم ونمی کنم آیا به نظر شما آدم هفته ای 1 بار بره خونه پدرو مادرش این لجبازیه؟؟؟؟؟ پس من باید کلا خانوادمو بشورم بذارم کنا که آقا خوشحال بشن؟ اصلا عجیییب مهربون شده اگه بگم برو بمیر هم میره میمیره ولی خدا نکنه که بریم خونه مامانو بابای من یا مادر بیچارم10 دقیقه بیاد بهم سر بزنه غوغا به پا میکنه نمیدونید چقدر صبوری کردم و همیشه دارم بهش محبت میکنم و مدام بهش میگم که دوسش دارم اما وقتی میبینه دارم بهش محبت میکنم بدتر میکنه وقتی یه کم اخم میکنم 1 ذره بهتر میشه.... همیشه به خانوادش احترا میذارم و بهش میگم که باید مراقبشون باشه و جوری رفتار میکنم که من پدرو مادرتو مثل پدرومادر خودم دوست دارم اما هییییچ فایده ای نداره اگه سنگ بود تا حالا آب شده بود.. 4 ساله که این مشکل رو داریم و من در کل این 4 سال سازش کردم و محبت اما هیچ فایده ای نداشته

    اگه شوهرم واقعا منو دوست داره پس چرا وقتیکه با خانوادم روبرو میشم انقدر جنجال به پا میکنه؟ بعد 1 هفته که رفتم خونه پدرو مادرم چرا سم بک میشینه و فقط اخم میکنه و با این رفتارش به پدرو مادرم بی احترامی میکنه در حالی که اونا احترامش رو نگه داشتن و خودم دارم میبینم که چقدر بهش احترام میذارن
    ویرایش توسط sidni : سه شنبه 06 اسفند 92 در ساعت 12:59

  2. کاربر روبرو از پست مفید sidni تشکرکرده است .

    مهربونی... (چهارشنبه 07 اسفند 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دلم از دست پدر و مادرم خونه.یکی باهام حرف بزنه.حالم خوب نیست...
    توسط yalda1993 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: چهارشنبه 10 اردیبهشت 93, 11:20
  2. خانواده ام در معرض نابودیست ان هم بدست مادرم.چه کنم؟
    توسط setareh 1390 در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: جمعه 06 دی 92, 20:29
  3. دارم خدامو از دست میدم.دارم نهیلیست میشم کمک کنید
    توسط دیو مهربان در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 42
    آخرين نوشته: پنجشنبه 03 مرداد 92, 09:36
  4. پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 شهریور 91, 23:34
  5. دست خودم نیست
    توسط مریم گلی در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: دوشنبه 28 مرداد 87, 17:39

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:42 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.