سلام دوست عزیز
از زمانی که پستت خوندم واقعا ناراحت شدم نوع نوشتن ات مشخص میکنه که فشار روحی زیادی داری تحمل میکنی از ان موقع دارم فکر میکنم که چی برات بنویسم
من نه کارشناسم و نه قصد این دارم که نصیحتت کنم فقط یک حس انسان دوستی و نوع دوستی همین (ببین برای همه کسانی که اینجا برات وقت گذاشتن مهم و گرامی بودی با اینکه نه تو را میشناسن و نه تو را دیدن .... کاش به همین اندازه خودت خودت دوست داشتی ... ادمهایی که نمیشناسی و ندیدی و نسبتی باهات ندارن برات مینویسن و همراهی میکنن ان موقع خانواده ادم که جزیی از ادم میتونن ادم دوست نداشته باشن؟؟؟؟ )
میدونم و دقیقا حس میکنم چه فشار جنسی و روحی تو این سن و سال روت هست
خیلی از ماها همین روزها را طی کردیم تو همین سن بودیم
چون من نمیشناسی و ندیدی از خودم میگم من هم سالها تو همین سنین شاید بیش از تو تحت فشار بودم ان هم جنسی و عاطفی تنها تو نیستی که احساسی هستی پس بقیه چی هستن؟
من گاهی ساعتها نماز شب و دعا و اشک و... که این مشکل حل شه این فشار کم شه من بارها تا مرز کفر رفتم و برگشتم
مریضی ای نیست که نگرفتم...
فشار جنسی سخت بذتر از ان نوع برخورد ما با این مساله است ما دوای خیلی از مشکلات دیگه امون را هم تو رابطه با جنس مخالف میدونیم تاخوداگاه برای رفع استرس و ترس وخیلی چیزهای دیگه به این موضوع پناه میبریم و این مشکل چند برابر میکنه میدونم وقتی به خاطر فشار به گناه میافتی چه حال بدی داری چه قدر نا امید میشی ؟ چه قدر از خودت بیزار میشی....
تمام خاطرات تلخ خودم جلو چشمام میاد و میره ... اینها را میگم که خوب فکر کنی و بدونی تنها نیستی .....
حالا یک سوال؟
یک نفر میاید اینجا میگه من مریضی سختی دارم .. دارم میمیرم راه حل چیه؟ چاره چیه؟
چی جوابش میدهن؟
راه حل فقط یکی ان هم اینکه مریضی ات بپذیر مشکل بپذیر قبولش کن ... پیش متخصص برو درد قبول کن تحمل کن اعتماد کن به خودت به دکترت به داروها ...
حالا ان طرف هی بیاد بگه اینها تکراری بدم میاد خسته ام گوشم پر ... نمیخواهم ...دارم درد میکشم. جواب این ادم چیه؟ اخر عاقبت این ادم چی میشه؟
مریضی اش پیشرفت میکنه حالش بدتر میشه ... زمان از دست میده .... همین
اینها را گفتم چون عینا برخوردهای شما برام تکرار شده
ادم وقتی افسرده است به همه چیز بد بین هست حال هیچی نداره فقط غر میزنه جبهه میگیره بدتر از همه مقاومت میکنه و هر چی راه حل میگن ان فقط مقاوت میکنه و جبهه میگیره
من شاید حدود 30 ساعت فقط پیش یک دکتر برای افسردگی ام میرفتم همین حرفهای به قول تو تکراری را به دلسوزی تمام تکرار میکرد و من همش مقاومت میکردم غر میزذم جبهه میگرفتم
کلی وقت و پولم هدر رفت بهترین روزهای زنذگی ام حرام شد و بدتر از همه مشکلم بدتر و بذتر شد
یک روز دکتر بهم گفت دیگه اینجا نیا تو خالت حوب شده!!!! و جواب تلفن و ایمیلمم هم نداد حال من بدتر هم شد چون دیگه کسی نبود سرش غر بزنم...
چند ماهی تو همین حس بودم تا فهمیدم جز خودم کسی نمیتونه برام کاری کنه راه و حرف فقط همونی که همه میگن لحن ها متفاوت
من هر چه قدر هم منتظر باشم غر بزنم و با خدا دعوا کنم معجزه اتفاق نمی افته شرایط عوض نمیشه
من روزهای خوب زندگی ام باختم باور کن احساس بدی دارم که چرا این همه دکتر رفتم مشاوره رفتم و چبهه گرفتم چرا گوش ندادم؟ چرا ؟؟؟؟؟؟
اینها را به عنوان یک حواهر بزرگتر یک دوست برات میگم هنوز سنت خیلی کم
حق انتخاب پای خودت میتونی مرتب مقاومت کنی و جبهه بگیری میتونی یک چند سالی مثل من عمرت تلف کنی مریض تر شی افسرده تر شی نا امید تر شی یا اینکه میتونی یواش یواش بلند شی و یک یا علی بگی بچسبی سر کار و درس و.....
معجزه ای که قرار اتفاق بیفته اراده خودت تفکر خودت فقط همین شک نکن هیچی عوض نمیشه تا تفکر تو عوض نشه.....
همین که تفکرت عوض شه افسردگی ات بهتر شه فشارهای چنسی ات هم کمتر میشه
نمیتونم بیش از این اینجا از فشار جنسی و کاهشش و... بنویسم اما اگه پیش یک دکتر خوب بری برات حلش میکنه و ارام میشی
دلت بگذار جای دل دختر 24 25 ساله ای که 1000 برابر شما که مردی احساس داره میل جنسی هم داره اما ظاهر خوبی نداره یا خانوده مناسبی نداره و باید چشمم به در باشه که تازه بیان خواستکاری اش یا یک نفر بپسنتدش ... و یک دختر خیلی زود سن ازدواجش تمام میشه.....
اگه بخواهم مثال بزنم زیاد بیشتر فکر کن
برات ارزوی موفقیت دارم
دلت گرفت بیا اینجا بنویس نهایش این که ارام میشی








علاقه مندی ها (Bookmarks)