سلام تردید و دو دلی جان
جدیدا خیلی کلا همه چیز باحال شده ، مثلا یکی مطلبت رو لایک کنه ، یعنی بهت عشق داره ، نکنه یعنی ازت بیزاره و بعد اگه لایک کنه ، دلت یکجوری میشه ، اگه لایک نکنه لوزالمعدت یک جور دیگه میشه... یادش بخیر... ، اون زمان که ما هم سن و سال شما بودیم (حدود سال 1342 شمسی
) از این خبرا نبود که ، مثلا یادم میاد یک دختری داشتیم تو محلمون ، این خیلی منو میخواست ، یعنی تو چشماش نیگاه میکردی کامل میفهمیدی از اون مدلاست که ارزوش بود که اینترنت اختراع بشه که من یک مطلبی بزارم اونم لایک کنه...
طفلک با همون بی امکاناتی چقدر خلاقیت به خرج میداد تا بگه کروکودیل من عاشقتم ، دلم برات همش یکجوری میشه... یادمه یک سال نذری اورده بود در خونمون بعد دیدم رو شله زرد نذری اینو نوشته ...
بعد منم ظرفش رو براش ، پر از گل کردم، زیر گلها نوشتم ، شرمنده اخلاق عاشقانت ، من قصد ازدواج ندارم ، میخوام ادامه تحصیل بدمبه جان خودم میخواستم ادامه تحصیلم بدم ، اخه هنوز مدرک سیکلم رو نگرفته بودم
دیگه کلا خیلی داستان داشتیم ، گذشت گذشت تا بعدها موبایل اومد بازار ، بعد این دیکه خودش نذری نمیاورد ، یکبار مادرش برامون یک کاسه نذری اورده بود ، ته کاسه یک کاغذ گذاشته بود ، روش نوشته بود "هم اکنون یک پیامک بدون متن به شماره 200030004000 ارسال کنید " بعد ما هم کنجکاو ، پیامکه رو زدیم ، یهو سریع یک پیامک دیگه برام اومد ، که نوشته بود در صورتیکه هر یک از اعداد زیر را به همان شماره 200030004000 ارسال نمایید علاوه بر اینکه میتوانید به خواستگاری دختر ما بیایید ، میتوانید از هدایای بدون قرعه کشی ما نیز بهره مند شوید ، شماره یک : یک دستگاه خودرو ، شماره دو : یک دستگاه ویلا ، شماره سه ، یک اپارتمان مبله ... یعنی خلاصه داستانی داشتیم با این خانواده
بعد میدونی این داستانها از کجا اب میخورد ... از روبرو نشدن با حقیقت که برات میگم...
شما الان با یک مساله ای تو زندگیت مواجه شدی ، که دوستانی که تجربه زندگی بیشتری دارن ، بهت راه حلهایی میدن ، اکثرا راه حلها هم مشابه هست و همگرایی داره ، و این خود شما هستی که در نهایت باید انتخاب کنی که از تجربه سایرین استفاده کنی یا اینکه به اون چیزی که خودت فکر میکنی (که معمولا درست هم نیست ) عمل کنی.. شما و کلا افرادی که در سن و سال های شما هستن( وقتی میگم سن و سال شما نه اینکه من خیلی سنم از شما بیشتر هست ، منظورم اینه که سه چهار سال دیگه دنیای شما با دنیای الانت خیلی متفاوت خواهد بود و به این روزهای خودت احتمالا لبخند بزنی) ، به این مساله عشق و علاقه مبتلا میشن ، دقیقا مثل یک بیمار هست که دور از جون یک غده سرطانی داره که تنها راه بهبودش اینه که عمل کنه و از شرش راحت بشه بعد ببینه با چه ارامشی میتونه به زندگی و کار و درسش برسه.. خود اون بیمار هم بخاطر اینکه علم کافی در مورد بیماریش نداره و هم بخاطر دردی که داره میکشه ، تمرکز کافی برای رفع مسله اش نداره..
ببین تردید جان ، ما برای تمام پدیده هایی که اطراف ما رخ میده ، یک حقیقت داریم و یک چیزی که به اسم حقیقت در ذهن ما شکل میگیره که اکثر مواقع اون تصویر ذهنی ما صحیح نیست و متاسفانه قضاوتهای ما هم بر اساس همون تصویر ذهنی شکل میگیره ، مثلا یک دوستت صبح با ماشینش تصادف کرده ، توی دانشگاه میاد از کنارت رد میشه و اونقدر عصبانی هست بخاطر تصادف که نه شما رو میبینه و نه سلام میکنه و نه جواب شما رو میده از بس توی فکره، حالا دقیقا این زمان ذهن شما شروع میکنه به کلی داستان غیر واقعی ساختن که فلانی با من مشکل داره ، یا چه ادم پرباد و افاده ای هست وووو در صورتی که حقیقت با حقیقت ذهنی شما زمین تا اسمون تفاوت داره و شما بر اساس یک حقیقت اشتباه تصمیم میگیری و عکس العمل های بعدی رو نشون میدی...
در مورد رابطه شما هم همینطوره ، با یک لبخند ، با یک نگاه ممتد ، با یک لایک وووو تا زمانی که حقیقت پشت اونها رو ندونی ، فقط ذهن شما داره با برداشتهای اشتباه شما رو به خطا میبره ... من اگه در موقعیت شما بودم ، برای اینکه خودم رو از غده ازار دهنده که شاید در ظاهر لذتبخش باشه (عشق کاذب) خلاص کنم ، خیلی موقر با اون خانم رو در رو توی یک مکان مناسب و با ارامش و البته غیر رمانتیک صحبت میکردم ، اول معیارهای خودم رو از انتخاب طرفم لیست میکردم ، بعد توی اون دیدار و گفتگو میدیدم این خانم چقدر از معیارهای من رو داره و بعد مراحل بعدی خواستگاری وووو قبل این داستان اگه استرس داری از همون ابزارهای مجازی ، میتونی به ایشون بعد از یک مکالمه که داشتی در انتهاش بگی مثلا خانم صغری نشانشما کی یک تایم خالی دارید در مورد موضوع مهمی میخواستم باهتون صحبت کنم ، معمولا دختر خانم ها در مسائل ازدواج و طلاق زرنگ هستن (البته خنگ هم دارن مثل همون دختر همسایه ما
) و شما تا بگید در مورد موضوع مهم ،اون مطلب رو میگیره و اگه به شما علاقه داشته باشه تو اون فاصله اسم بچه هاتون رو هم انتخاب میکنه
و اگه موافق به دیدار حضوری اختصاصی با شما شد ، یعنی گام اول رو شما با موفقیت برداشتید و بقیه مسائل رو پیش ببرید....
پس لطفا سریعا با حقیقت واقعی روبرو بشید و خودتون رو از داستان سازی و خیالات ذهنی و تصورات احتمالا اشتباه رها کنید و بعد هم اصلا از جواب نه شنیدن و ریجکت شدن هراسی نداشته باشید. چیزی به اسم نیمه گمشده وجود نداره ، برای شما دخترهای فراوانی غیر از ایشون هست که منتظر شما هست تا در کنار هم طعم خوشبختی رو بچشید.
این رو هم اضافه کنم که شما اگه کچل باشی ، ابروهات پیوندی وحشتناک باشه ، سیاه هم باشی ، عینک ته استکانی هم بزنی ، ولی اعتماد به نفس بالایی داشته باشی که نتیجه این اعتماد به نفس داشتن ارتباطات قوی هست که شما داری ، میتونی دل بهترین دخترها رو هم به دست بیاری و با این خصیصه مثبت کاستی های ظاهریت به چشم طرف مقابلت نمیان.








علاقه مندی ها (Bookmarks)